overachievements matter
اهمیت دستاوردها
overachievements recognized
شناخته شدن دستاوردها
overachievements celebrated
جشن گرفتن دستاوردها
overachievements acknowledged
تصدیق دستاوردها
overachievements highlighted
تاکید بر دستاوردها
overachievements valued
ارزشگذاری بر دستاوردها
overachievements rewarded
پاداش دادن به دستاوردها
overachievements discussed
بحث درباره دستاوردها
overachievements explained
توضیح دستاوردها
overachievements pursued
دنبال کردن دستاوردها
his overachievements in academics surprised everyone.
دستاوردهای بیش از حد او در تحصیلات همه را شگفت زده کرد.
overachievements often lead to high expectations from others.
دستاوردهای بیش از حد اغلب منجر به انتظارات زیاد از دیگران می شود.
she was recognized for her overachievements in sports.
او به خاطر دستاوردهای ورزشی اش مورد تقدیر قرار گرفت.
his overachievements in the workplace earned him a promotion.
دستاوردهای او در محل کار باعث ارتقای او شد.
many students strive for overachievements to stand out.
بسیاری از دانش آموزان برای برجسته شدن تلاش می کنند تا دستاوردهای بیش از حد داشته باشند.
overachievements can sometimes lead to burnout.
دستاوردهای بیش از حد گاهی اوقات می تواند منجر به فرسودگی شود.
her overachievements in volunteering inspired others to get involved.
دستاوردهای او در داوطلبی دیگران را به مشارکت تشویق کرد.
overachievements in education can open many doors.
دستاوردهای بیش از حد در تحصیل می تواند درهای زیادی را باز کند.
he often downplays his overachievements to remain humble.
او اغلب دستاوردهای خود را کم اهمیت جلوه می دهد تا متواضع بماند.
her overachievements were recognized at the annual awards ceremony.
دستاوردهای او در مراسم سالانه اهدای جوایز مورد توجه قرار گرفت.
overachievements matter
اهمیت دستاوردها
overachievements recognized
شناخته شدن دستاوردها
overachievements celebrated
جشن گرفتن دستاوردها
overachievements acknowledged
تصدیق دستاوردها
overachievements highlighted
تاکید بر دستاوردها
overachievements valued
ارزشگذاری بر دستاوردها
overachievements rewarded
پاداش دادن به دستاوردها
overachievements discussed
بحث درباره دستاوردها
overachievements explained
توضیح دستاوردها
overachievements pursued
دنبال کردن دستاوردها
his overachievements in academics surprised everyone.
دستاوردهای بیش از حد او در تحصیلات همه را شگفت زده کرد.
overachievements often lead to high expectations from others.
دستاوردهای بیش از حد اغلب منجر به انتظارات زیاد از دیگران می شود.
she was recognized for her overachievements in sports.
او به خاطر دستاوردهای ورزشی اش مورد تقدیر قرار گرفت.
his overachievements in the workplace earned him a promotion.
دستاوردهای او در محل کار باعث ارتقای او شد.
many students strive for overachievements to stand out.
بسیاری از دانش آموزان برای برجسته شدن تلاش می کنند تا دستاوردهای بیش از حد داشته باشند.
overachievements can sometimes lead to burnout.
دستاوردهای بیش از حد گاهی اوقات می تواند منجر به فرسودگی شود.
her overachievements in volunteering inspired others to get involved.
دستاوردهای او در داوطلبی دیگران را به مشارکت تشویق کرد.
overachievements in education can open many doors.
دستاوردهای بیش از حد در تحصیل می تواند درهای زیادی را باز کند.
he often downplays his overachievements to remain humble.
او اغلب دستاوردهای خود را کم اهمیت جلوه می دهد تا متواضع بماند.
her overachievements were recognized at the annual awards ceremony.
دستاوردهای او در مراسم سالانه اهدای جوایز مورد توجه قرار گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید