overappraisal

[ایالات متحده]/ˌəʊvərəˈpreɪzəl/
[بریتانیا]/ˌoʊvərəˈpreɪzəl/

ترجمه

n. ارزیابی‌ای که ارزش یا اهمیت چیزی را بیش از حد می‌گوید؛ ارزیابی بیش از حد.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

overappraisal bias

گرایش به ارزیابی بیش از حد

overappraisal risk

خطر ارزیابی بیش از حد

overappraisal effect

اثر ارزیابی بیش از حد

overappraisal problem

مشکل ارزیابی بیش از حد

avoid overappraisal

جلوگیری از ارزیابی بیش از حد

reduce overappraisal

کاهش ارزیابی بیش از حد

overappraisals occur

ارزیابی‌های بیش از حد رخ می‌دهد

overappraisal tendencies

گرایش‌های ارزیابی بیش از حد

جملات نمونه

the report warns that investor overappraisal of earnings can inflate share prices.

گزارش هشدار می دهد که ارزیابی بیش از حد سودآوری سرمایه گذاران می تواند قیمت سهام را افزایش دهد.

teacher feedback focused on correcting student overappraisal of their writing skills.

بازخورد معلم بر روی اصلاح ارزیابی بیش از حد دانش آموزان از مهارت های نویسندگی آنها متمرکز بود.

his overappraisal of the project timeline led to missed deadlines.

ارزیابی بیش از حد او از زمان انجام پروژه منجر به رعایت نکردن مهلکت ها شد.

market analysts noted persistent overappraisal of short-term gains.

تحلیلگران بازار نوشتند که ارزیابی بیش از حد سودهای کوتاه مدت به طور مداوم ادامه دارد.

the audit exposed management overappraisal of cost savings.

بازبینی نشان داد که مدیریت ارزیابی بیش از حد صرفه جویی در هزینه را داشته است.

she challenged the overappraisal of his leadership in the press.

او ارزیابی بیش از حد رهبری او در رسانه ها را چالش می برد.

overappraisal of the product’s features created unrealistic customer expectations.

ارزیابی بیش از حد ویژگی های محصول انتظارات غیر واقعی مشتریان را ایجاد کرد.

the coach addressed overappraisal of the team’s chances before the final.

مربی قبل از فینال به ارزیابی بیش از حد شانس تیم پرداخت.

overappraisal of job security kept him from updating his skills.

ارزیابی بیش از حد امنیت شغلی او را از به روز رسانی مهارت هایش باز داشت.

researchers linked overappraisal of personal control to risky decisions.

تحقیقات نشان داد که ارزیابی بیش از حد کنترل شخصی با تصمیمات خطرناک مرتبط است.

the committee cautioned against overappraisal of the policy’s impact.

کمیته هشدار داد که ارزیابی بیش از حد تأثیر سیاست را از خود نشان دهد.

public overappraisal of the startup’s prospects fueled a funding rush.

ارزیابی بیش از حد عمومی از آینده شرکت نوپا باعث افزایش سریع تأمین مالی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید