underappraisal

[ایالات متحده]/ˌʌndər.əˈpreɪ.ʒəl/
[بریتانیا]/ˌʌndɚ.əˈpreɪ.ʒəl/

ترجمه

n. عمل ارزیابی کردن چیزی به طور نادرست پایین؛ ارزیابی که مقدار چیزی را کم‌تر از واقعیت می‌داند.

عبارات و ترکیب‌ها

chronic underappraisal

ارزیابی نادرست مزمن

market underappraisal

ارزیابی نادرست بازار

systematic underappraisal

ارزیابی نادرست سیستماتیک

underappraisal risk

ریسک ارزیابی نادرست

underappraisal persists

ارزیابی نادرست ادامه می‌یابد

underappraisals happen

ارزیابی‌های نادرست رخ می‌دهد

avoiding underappraisal

پرهیز از ارزیابی نادرست

جملات نمونه

the company suffered from an underappraisal of its market value during the merger talks.

شرکت در مذاکرات ادغامی از ارزش بازار خود کم‌برآورد شد.

her underappraisal of the project risks led to costly delays.

کم‌برآورد خطرات پروژه‌اش منجر به تاخیرات گران‌قیمت شد.

we identified an underappraisal of demand in the initial forecast.

ما کم‌برآورد تقاضا را در پیش‌بینی اولیه شناسایی کردیم.

the audit revealed an underappraisal of the building’s replacement cost.

بررسی نشان داد که هزینه جایگزینی ساختمان کم‌برآورد شده است.

persistent underappraisal of staff workloads is hurting morale.

کم‌برآورد مداوم بار کاری کارکنان روحیه را کاهش می‌دهد.

analysts warned that an underappraisal of inflation could distort the budget.

تحلیل‌گران هشدار دادند که کم‌برآورد تورم ممکن است بودجه را ناپایدار کند.

his underappraisal of the opponent’s strength cost him the match.

کم‌برآورد قدرت حریف باعث از دست دادن بازی او شد.

there was clear underappraisal of the maintenance needs in the planning stage.

در مرحله برنامه‌ریزی، نیازهای نگهداری به طور واضح کم‌برآورد شد.

the report cites an underappraisal of cybersecurity threats across the sector.

گزارش اشاره به کم‌برآورد تهدیدات امنیت اطلاعاتی در سراسر بخش می‌کند.

underappraisal of customer complaints can quickly damage a brand.

کم‌برآورد شکایات مشتریان می‌تواند به سرعت به برند آسیب بزند.

the policy failure stemmed from an underappraisal of social tensions.

شکست سیاست از کم‌برآورد تنش‌های اجتماعی ناشی شد.

we corrected the underappraisal of shipping costs before signing the contract.

ما قبل امضای قرارداد، کم‌برآورد هزینه‌های حمل را اصلاح کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید