overdiagnosis

[ایالات متحده]/ˌəʊvərˌdaɪəɡˈnəʊsɪs/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˌdaɪəɡˈnoʊsɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تشخیص یک وضعیت پزشکی که احتمالاً آسیبی نمی‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

overdiagnosis risk

خطر تشخیص بیش از حد

avoid overdiagnosis

جلوگیری از تشخیص بیش از حد

overdiagnosis concerns

نگرانی‌های مربوط به تشخیص بیش از حد

preventing overdiagnosis

جلوگیری از تشخیص بیش از حد

overdiagnosis rates

نرخ‌های تشخیص بیش از حد

overdiagnosis effect

اثر تشخیص بیش از حد

overdiagnosis problem

مشکل تشخیص بیش از حد

reducing overdiagnosis

کاهش تشخیص بیش از حد

overdiagnosis cases

موارد تشخیص بیش از حد

جملات نمونه

the rise of overdiagnosis is a growing concern in modern medicine.

افزایش تشخیص بیش از حد یک نگرانی رشد کرده در پزشکی مدرن است.

patients should discuss potential overdiagnosis with their doctors.

بیماران باید با پزشکان خود در مورد احتمال تشخیص بیش از حد بحث کنند.

routine screening can sometimes lead to overdiagnosis of minor issues.

بررسی‌های معمول گاهی اوقات منجر به تشخیص بیش از حد مسائل کوچک می‌شود.

we need to balance early detection with the risks of overdiagnosis.

ما نیاز داریم تا تشخیص زودهنگام را با خطرات تشخیص بیش از حد تعادل دهیم.

the fear of missing something can contribute to overdiagnosis.

ترس از چیزی را از دست دادن می‌تواند به تشخیص بیش از حد کمک کند.

overdiagnosis can result in unnecessary treatment and anxiety.

تشخیص بیش از حد می‌تواند منجر به درمان‌های لازم نبودن و نگرانی شود.

guidelines are being developed to reduce the incidence of overdiagnosis.

راهنمایی‌ها در حال توسعه هستند تا از تعداد موارد تشخیص بیش از حد کاسته شود.

imaging tests are a common source of overdiagnosis in some areas.

آزمایش‌های تصویربرداری در برخی مناطق یک منبع رایج از تشخیص بیش از حد هستند.

the impact of overdiagnosis on healthcare costs is significant.

تأثیر تشخیص بیش از حد بر هزینه‌های بهداشت و درمان قابل توجه است.

careful interpretation of test results is crucial to avoid overdiagnosis.

تشریح دقیق نتایج آزمایش‌ها برای جلوگیری از تشخیص بیش از حد ضروری است.

doctors must consider the patient's perspective when assessing overdiagnosis.

پزشکان باید در ارزیابی تشخیص بیش از حد دیدگاه بیمار را در نظر بگیرند.

increased awareness among patients can help prevent overdiagnosis.

افزایش آگاهی بین بیماران می‌تواند به جلوگیری از تشخیص بیش از حد کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید