overpriced item
کالا با قیمت بیش از حد
overpriced restaurant
رستوران با قیمت بیش از حد
overpriced ticket
بلیط با قیمت بیش از حد
overpriced product
محصول با قیمت بیش از حد
overpriced service
خدمات با قیمت بیش از حد
overpriced coffee
قهوه با قیمت بیش از حد
overpriced hotel
هتل با قیمت بیش از حد
overpriced clothing
لباس با قیمت بیش از حد
overpriced watch
ساعت با قیمت بیش از حد
overpriced gadget
وسیله با قیمت بیش از حد
the restaurant's prices are overpriced for the quality of food.
قیمتهای رستوران با توجه به کیفیت غذا، بیش از حد هستند.
many people believe that luxury brands are often overpriced.
بسیاری از مردم معتقدند که برندهای لوکس اغلب بیش از حد قیمتگذاری میشوند.
buying concert tickets can be overpriced during peak seasons.
خرید بلیط کنسرت در فصول اوج ممکن است بیش از حد قیمت داشته باشد.
some electronic gadgets are overpriced due to brand reputation.
برخی از گجتهای الکترونیکی به دلیل شهرت برند، بیش از حد قیمتگذاری میشوند.
she avoided the overpriced hotel and chose a budget option instead.
او از هتل گرانقیمت اجتناب کرد و به جای آن یک گزینه مقرونبهصرفه را انتخاب کرد.
many consumers are frustrated by overpriced pharmaceutical drugs.
بسیاری از مصرفکنندگان از داروهای دارویی گرانقیمت ناامید هستند.
he felt that the artwork was overpriced at the gallery.
او احساس کرد که اثر هنری در گالری بیش از حد قیمتگذاری شده است.
overpriced items can lead to a decrease in sales.
کالاهای گرانقیمت میتوانند منجر به کاهش فروش شوند.
she complained that the gym membership was overpriced.
او شکایت کرد که هزینه عضویت در باشگاه ورزشی بیش از حد است.
some people refuse to buy overpriced clothing brands.
برخی از افراد از خرید برندهای لباس گرانقیمت امتناع میکنند.
overpriced item
کالا با قیمت بیش از حد
overpriced restaurant
رستوران با قیمت بیش از حد
overpriced ticket
بلیط با قیمت بیش از حد
overpriced product
محصول با قیمت بیش از حد
overpriced service
خدمات با قیمت بیش از حد
overpriced coffee
قهوه با قیمت بیش از حد
overpriced hotel
هتل با قیمت بیش از حد
overpriced clothing
لباس با قیمت بیش از حد
overpriced watch
ساعت با قیمت بیش از حد
overpriced gadget
وسیله با قیمت بیش از حد
the restaurant's prices are overpriced for the quality of food.
قیمتهای رستوران با توجه به کیفیت غذا، بیش از حد هستند.
many people believe that luxury brands are often overpriced.
بسیاری از مردم معتقدند که برندهای لوکس اغلب بیش از حد قیمتگذاری میشوند.
buying concert tickets can be overpriced during peak seasons.
خرید بلیط کنسرت در فصول اوج ممکن است بیش از حد قیمت داشته باشد.
some electronic gadgets are overpriced due to brand reputation.
برخی از گجتهای الکترونیکی به دلیل شهرت برند، بیش از حد قیمتگذاری میشوند.
she avoided the overpriced hotel and chose a budget option instead.
او از هتل گرانقیمت اجتناب کرد و به جای آن یک گزینه مقرونبهصرفه را انتخاب کرد.
many consumers are frustrated by overpriced pharmaceutical drugs.
بسیاری از مصرفکنندگان از داروهای دارویی گرانقیمت ناامید هستند.
he felt that the artwork was overpriced at the gallery.
او احساس کرد که اثر هنری در گالری بیش از حد قیمتگذاری شده است.
overpriced items can lead to a decrease in sales.
کالاهای گرانقیمت میتوانند منجر به کاهش فروش شوند.
she complained that the gym membership was overpriced.
او شکایت کرد که هزینه عضویت در باشگاه ورزشی بیش از حد است.
some people refuse to buy overpriced clothing brands.
برخی از افراد از خرید برندهای لباس گرانقیمت امتناع میکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید