profiteering

[ایالات متحده]/ˌprɔfɪˈtɪərɪŋ/
[بریتانیا]/ˌprɑfə'tɪrɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسب سودهای نامتناسب، سودهای ناعادلانه

adj. در جستجوی سودهای نامتناسب
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریprofiteering

جملات نمونه

The company was accused of profiteering during the pandemic.

شرکت متهم به سودجویی در طول همه‌گیری شد.

Profiteering from people's suffering is unethical.

سودجویی از رنج مردم غیراخلاقی است.

The government promised to crack down on profiteering in the healthcare sector.

دولت قول داد تا با سودجویی در بخش مراقبت‌های بهداشتی برخورد کند.

Some businesses engage in profiteering by exploiting loopholes in regulations.

برخی از کسب و کارها با سوء استفاده از شکاف‌های قانونی، به سودجویی می‌پردازند.

Profiteering off essential goods during a crisis is reprehensible.

سودجویی از کالاهای ضروری در زمان بحران، نکوهنی است.

There are laws in place to prevent profiteering in times of emergency.

قوانینی برای جلوگیری از سودجویی در زمان‌های اضطراری وجود دارد.

The practice of profiteering often leads to price gouging.

عمل سودجویی اغلب منجر به افزایش قیمت‌ها می‌شود.

Consumers are often the ones who suffer the consequences of profiteering.

مصرف‌کنندگان اغلب کسانی هستند که متحمل عواقب سودجویی می‌شوند.

Profiteering can damage a company's reputation and lead to loss of trust.

سودجویی می‌تواند به شهرت یک شرکت آسیب برساند و منجر به از دست دادن اعتماد شود.

Authorities are investigating allegations of profiteering in the construction industry.

مقامات در حال بررسی اتهامات مربوط به سودجویی در صنعت ساخت و ساز هستند.

نمونه‌های واقعی

Some called that profiteering. Mr Rich called it a service charge.

برخی آن را استثمار خواندند. آقای ریچ آن را عوارض خدمات نامید.

منبع: The Economist - Arts

Such crackdowns are popular. Who could possibly endorse disaster profiteering? Many economists, as it turns out.

اینگونه سرکوب‌ها محبوب هستند. چه کسی ممکن است استثمار از فاجعه را تأیید کند؟ بسیاری از اقتصاددانان، به هر حال.

منبع: The Economist (Summary)

We have 'profiteering', 'laughing all the way to the bank', and 'shatter'.

ما 'استثمار'، 'خندیدن در طول مسیر به بانک' و 'خرد کردن' داریم.

منبع: Learn English by following hot topics.

Have you got any other examples of 'profiteering'?

آیا نمونه‌های دیگری از 'استثمار' دارید؟

منبع: Learn English by following hot topics.

" I'm not saying they're profiteering, but it smells like it, " he said.

"من نمی‌گویم که آنها در حال استثمار هستند، اما بوی آن را می‌دهد،" او گفت.

منبع: VOA Special June 2022 Collection

And in this headline, it says the profiteering is 'unfettered'. Now, that means 'without limits'.

و در این تیتر، گفته شده است که استثمار 'بی‌حد و مرز' است. اکنون، این به معنای 'بدون محدودیت' است.

منبع: Learn English by following hot topics.

We've had 'profiteering' — making a lot of money unfairly.

ما 'استثمار' داشته‌ایم - کسب درآمد زیاد به طور ناعادلانه.

منبع: Learn English by following hot topics.

Profiteering means selling things at very high prices at a time when they are hard to find.

استثمار به معنای فروش کالاها با قیمت‌های بسیار بالا در زمانی است که یافتن آنها دشوار است.

منبع: VOA Special June 2022 Collection

Yep. So, sometimes lenders are accused of profiteering.

بله. بنابراین، گاهی اوقات وام‌دهندگان به استثمار متهم می‌شوند.

منبع: Learn English by following hot topics.

But they also showcased the destructive whirlwind of profiteering and ambition that fueled American science during the late 1800s.

اما آنها همچنین گرداب ویرانگر استثمار و جاه طلبی را که علم آمریکایی را در اواخر دهه 1800 تغذیه کرد، به نمایش گذاشتند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید