overpromote products
فروش بیش از حد محصولات
overpromote services
فروش بیش از حد خدمات
overpromoted quickly
سریعتر از حد فروش رفته
overpromote brand
فروش بیش از حد برند
overpromoted manager
مدیر فروش بیش از حد
overpromote too much
فروش بیش از حد
tendency to overpromote
گرایش به فروش بیش از حد
companies often overpromote products during holiday seasons to boost sales quickly.
شرکتها اغلب محصولات را در فصلهای تعطیلی بیش از حد تبلیغ میکنند تا به سرعت فروش را افزایش دهند.
the marketing team decided not to overpromote the new smartphone launch.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت که رونمایی گوشی هوشمند جدید را بیش از حد تبلیغ نکند.
many startups overpromote their capabilities and disappoint customers later.
بسیاری از شرکتهای نوپا تواناییهای خود را بیش از حد تبلیغ میکنند و در آینده مشتریان را ناامید میکنند.
the restaurant chain had to overpromote special offers to attract more customers during slow periods.
زنجیره رستورانها مجبور شد تا در دورههای کاهش فروش، پیشنهادات ویژه را بیش از حد تبلیغ کند تا مشتریان بیشتری جذب کند.
brands that overpromote too frequently risk losing consumer trust.
برندهایی که بیش از حد تبلیغ میکنند، خطر از دست دادن اعتماد مصرفکنندگان را میکشند.
the film studio chose to overpromote the blockbuster movie across all media platforms.
استودیو فیلم تصمیم گرفت تا فیلم بی precedent را در تمام پلتفرمهای رسانهای بیش از حد تبلیغ کند.
some companies overpromote environmentally friendly practices without making real changes.
برخی شرکتها بدون اینکه تغییرات واقعی ایجاد کنند، رفتارهای دوستدار محیط زیست را بیش از حد تبلیغ میکنند.
retailers tend to overpromote black friday deals to maximize revenue.
فروشندگان تمایل دارند تا معاملات فروشهای سیاه پنجشنبه را بیش از حد تبلیغ کنند تا درآمد خود را بیشینه کنند.
the politician was criticized for overpromising and overpromoting unachievable goals.
سیاستمدار به دلیل اعطای وعدههای بیش از حد و تبلیغ اهداف غیر قابل دستیابی مورد انتقاد قرار گرفت.
tech companies sometimes overpromote ai features that don't actually work as advertised.
شرکتهای فناوری گاهی ویژگیهای هوش مصنوعی را بیش از حد تبلیغ میکنند که واقعاً به عنوان اعلام شده کار نمیکنند.
when companies overpromote sales events, customers may become immune to discounts.
وقتی شرکتها رویدادهای فروش را بیش از حد تبلیغ میکنند، مشتریان ممکن است به تخفیفها حساسیت نشان ندهند.
advertising agencies sometimes overpromote their clients' products beyond what the market can absorb.
آژانسهای تبلیغاتی گاهی محصولات مشتریان خود را بیش از حد تبلیغ میکنند، بیش از آنچه بازار میتواند جذب کند.
overpromote products
فروش بیش از حد محصولات
overpromote services
فروش بیش از حد خدمات
overpromoted quickly
سریعتر از حد فروش رفته
overpromote brand
فروش بیش از حد برند
overpromoted manager
مدیر فروش بیش از حد
overpromote too much
فروش بیش از حد
tendency to overpromote
گرایش به فروش بیش از حد
companies often overpromote products during holiday seasons to boost sales quickly.
شرکتها اغلب محصولات را در فصلهای تعطیلی بیش از حد تبلیغ میکنند تا به سرعت فروش را افزایش دهند.
the marketing team decided not to overpromote the new smartphone launch.
تیم بازاریابی تصمیم گرفت که رونمایی گوشی هوشمند جدید را بیش از حد تبلیغ نکند.
many startups overpromote their capabilities and disappoint customers later.
بسیاری از شرکتهای نوپا تواناییهای خود را بیش از حد تبلیغ میکنند و در آینده مشتریان را ناامید میکنند.
the restaurant chain had to overpromote special offers to attract more customers during slow periods.
زنجیره رستورانها مجبور شد تا در دورههای کاهش فروش، پیشنهادات ویژه را بیش از حد تبلیغ کند تا مشتریان بیشتری جذب کند.
brands that overpromote too frequently risk losing consumer trust.
برندهایی که بیش از حد تبلیغ میکنند، خطر از دست دادن اعتماد مصرفکنندگان را میکشند.
the film studio chose to overpromote the blockbuster movie across all media platforms.
استودیو فیلم تصمیم گرفت تا فیلم بی precedent را در تمام پلتفرمهای رسانهای بیش از حد تبلیغ کند.
some companies overpromote environmentally friendly practices without making real changes.
برخی شرکتها بدون اینکه تغییرات واقعی ایجاد کنند، رفتارهای دوستدار محیط زیست را بیش از حد تبلیغ میکنند.
retailers tend to overpromote black friday deals to maximize revenue.
فروشندگان تمایل دارند تا معاملات فروشهای سیاه پنجشنبه را بیش از حد تبلیغ کنند تا درآمد خود را بیشینه کنند.
the politician was criticized for overpromising and overpromoting unachievable goals.
سیاستمدار به دلیل اعطای وعدههای بیش از حد و تبلیغ اهداف غیر قابل دستیابی مورد انتقاد قرار گرفت.
tech companies sometimes overpromote ai features that don't actually work as advertised.
شرکتهای فناوری گاهی ویژگیهای هوش مصنوعی را بیش از حد تبلیغ میکنند که واقعاً به عنوان اعلام شده کار نمیکنند.
when companies overpromote sales events, customers may become immune to discounts.
وقتی شرکتها رویدادهای فروش را بیش از حد تبلیغ میکنند، مشتریان ممکن است به تخفیفها حساسیت نشان ندهند.
advertising agencies sometimes overpromote their clients' products beyond what the market can absorb.
آژانسهای تبلیغاتی گاهی محصولات مشتریان خود را بیش از حد تبلیغ میکنند، بیش از آنچه بازار میتواند جذب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید