brag

[ایالات متحده]/bræɡ/
[بریتانیا]/bræɡ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. خود را به رخ کشیدن، نمایش دادن
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbrags
قسمت سوم فعلbragged
زمان گذشتهbragged
صفت یا فعل حال استمراریbragging
جمعbrags

عبارات و ترکیب‌ها

brag about

خودستانی کردن

جملات نمونه

make brag of one's success

به رخ کشیدن موفقیت

Average sell records are nothing to brag about.

ثبت سوابق فروش متوسط چیز قابل اغماض نیست.

He constantly brags about how well he plays football.

او دائماً در مورد چگونگی خوب بازی کردن فوتبال خود اغراق می‌کند.

groups gather to brag about babies and dish about romances.

گروه‌ها برای صحبت کردن در مورد نوزادان و صحبت کردن در مورد روابط عاشقانه جمع می‌شوند.

He likes to brag about his achievements.

او دوست دارد در مورد دستاوردهای خود اغراق کند.

She always brags about her expensive designer clothes.

او همیشه در مورد لباس‌های طراحان گران قیمت خود اغراق می‌کند.

Stop bragging about how much money you make.

دست نگه دارید و در مورد اینکه چقدر پول در می‌آورید اغراق نکنید.

He tends to brag about his intelligence.

او معمولاً در مورد هوش خود اغراق می‌کند.

She loves to brag about her children's accomplishments.

او عاشق صحبت کردن در مورد دستاوردهای فرزندانش است.

Don't brag about cheating on the test.

در مورد تقلب در امتحان اغراق نکنید.

He can't help but brag about his new car.

او نمی‌تواند بدون اینکه در مورد ماشین جدیدش اغراق کند.

She doesn't like people who constantly brag.

او از افرادی که دائماً اغراق می‌کنند خوشش نمی‌آید.

Stop bragging and just be humble.

دست نگه دارید و فقط متواضع باشید.

He brags about his cooking skills, but they're not that great.

او در مورد مهارت‌های آشپزی خود اغراق می‌کند، اما آنقدرها هم خوب نیستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید