oversaturated

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈsætʃʊreɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈsætʃʊreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت اشباع شده

عبارات و ترکیب‌ها

oversaturated market

بازار اشباع‌شده

oversaturated colors

رنگ‌های اشباع‌شده

oversaturated content

محتوای اشباع‌شده

oversaturated audience

مخاطب اشباع‌شده

oversaturated industry

صنعت اشباع‌شده

oversaturated products

محصولات اشباع‌شده

oversaturated landscape

منظره اشباع‌شده

oversaturated trends

روندهای اشباع‌شده

oversaturated signals

سیگنال‌های اشباع‌شده

جملات نمونه

the market is oversaturated with similar products.

بازار با محصولات مشابه اشباع شده است.

many industries are oversaturated, leading to fierce competition.

بسیاری از صنایع اشباع شده اند که منجر به رقابت شدید می شود.

the oversaturated job market makes it hard to find work.

بازار کار اشباع شده، یافتن شغل را دشوار می کند.

advertising can become oversaturated, reducing its effectiveness.

تبلیغات می تواند اشباع شود و اثربخشی آن را کاهش دهد.

they decided to pull back their investment in the oversaturated sector.

آنها تصمیم گرفتند سرمایه گذاری خود را در بخش اشباع شده کاهش دهند.

oversaturated markets often lead to lower prices for consumers.

بازارهای اشباع شده اغلب منجر به کاهش قیمت ها برای مصرف کنندگان می شود.

the oversaturated fashion industry struggles to stand out.

صنعت مد اشباع شده برای متمایز شدن تلاش می کند.

content creation can feel oversaturated with so many influencers.

ایجاد محتوا با وجود تعداد زیادی اینفلوئنسر می تواند احساس اشباع کند.

oversaturated colors can be overwhelming in design.

رنگ های اشباع شده می توانند در طراحی غرق کننده باشند.

investors are wary of entering an oversaturated market.

سرمایه گذاران ورود به یک بازار اشباع شده را با احتیاط می بینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید