overstepped

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈstɛpt/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈstɛpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی overstep

عبارات و ترکیب‌ها

overstepped boundaries

گام فراتر از حدود

overstepped limits

گام فراتر از محدودیت‌ها

overstepped authority

گام فراتر از اختیارات

overstepped rules

گام فراتر از قوانین

overstepped expectations

گام فراتر از انتظارات

overstepped guidelines

گام فراتر از دستورالعمل‌ها

overstepped rights

گام فراتر از حقوق

overstepped protocols

گام فراتر از پروتکل‌ها

overstepped roles

گام فراتر از نقش‌ها

جملات نمونه

he overstepped the boundaries of acceptable behavior.

او از حدود رفتار قابل قبول فراتر رفت.

the manager felt that the employee had overstepped his authority.

مدیر احساس کرد که کارمند از اختیارات خود فراتر رفته است.

she overstepped her limits during the negotiations.

او در طول مذاکرات از محدودیت‌های خود فراتر رفت.

they warned him not to overstep his role in the project.

آنها به او هشدار دادند که در پروژه از نقش خود فراتر نرود.

after he overstepped, he had to apologize to the team.

بعد از اینکه او از حد خود فراتر رفت، مجبور شد از تیم عذرخواهی کند.

overstepping the rules can lead to serious consequences.

نقض قوانین می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

she realized she had overstepped when she received complaints.

او متوجه شد که وقتی شکایت دریافت کرد، از حد خود فراتر رفته است.

it’s important not to overstep in personal relationships.

در روابط شخصی مهم است که از حد خود فراتر نروید.

the lawyer advised him not to overstep during the trial.

وکیل به او توصیه کرد که در طول دادگاه از حد خود فراتر نرود.

overstepping can damage your reputation in the workplace.

نقض می‌تواند به شهرت شما در محل کار آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید