surpassed expectations
فراتر از انتظارات
surpassed limits
فراتر از محدودیتها
surpassed goals
فراتر از اهداف
surpassed records
فراتر از رکوردهای قبلی
surpassed rivals
فراتر از رقبای خود
surpassed achievements
فراتر از دستاوردها
surpassed standards
فراتر از استانداردهای معمول
surpassed performance
عملکرد بهتر از حد مورد انتظار
surpassed milestones
فراتر از نقاط عطف
her performance surpassed everyone's expectations.
عملکرد او از انتظارات همه سر برآمد.
the sales this quarter have surpassed last year's figures.
فروش این فصل از آمار سال گذشته فراتر رفته است.
he has surpassed his previous records in the competition.
او در مسابقه رکورد قبلی خود را پشت سر گذاشته است.
the new technology has surpassed traditional methods.
فناوری جدید روش های سنتی را پشت سر گذاشته است.
her dedication to the project has surpassed all others.
تعهد او به پروژه از همه بیشتر بوده است.
the movie's box office earnings surpassed expectations.
درآمد فیلم از باکس آفیس از انتظارات بیشتر بود.
his enthusiasm for the job has surpassed that of his colleagues.
اشتیاق او به کار از همکارانش بیشتر بوده است.
the athlete's speed has surpassed the world record.
سرعت ورزشکار از رکورد جهانی فراتر رفته است.
her creativity has surpassed the limits of imagination.
خلاقیت او از محدودیت های تصور فراتر رفته است.
in terms of quality, this product has surpassed its competitors.
از نظر کیفیت، این محصول از رقبای خود پیشی گرفته است.
surpassed expectations
فراتر از انتظارات
surpassed limits
فراتر از محدودیتها
surpassed goals
فراتر از اهداف
surpassed records
فراتر از رکوردهای قبلی
surpassed rivals
فراتر از رقبای خود
surpassed achievements
فراتر از دستاوردها
surpassed standards
فراتر از استانداردهای معمول
surpassed performance
عملکرد بهتر از حد مورد انتظار
surpassed milestones
فراتر از نقاط عطف
her performance surpassed everyone's expectations.
عملکرد او از انتظارات همه سر برآمد.
the sales this quarter have surpassed last year's figures.
فروش این فصل از آمار سال گذشته فراتر رفته است.
he has surpassed his previous records in the competition.
او در مسابقه رکورد قبلی خود را پشت سر گذاشته است.
the new technology has surpassed traditional methods.
فناوری جدید روش های سنتی را پشت سر گذاشته است.
her dedication to the project has surpassed all others.
تعهد او به پروژه از همه بیشتر بوده است.
the movie's box office earnings surpassed expectations.
درآمد فیلم از باکس آفیس از انتظارات بیشتر بود.
his enthusiasm for the job has surpassed that of his colleagues.
اشتیاق او به کار از همکارانش بیشتر بوده است.
the athlete's speed has surpassed the world record.
سرعت ورزشکار از رکورد جهانی فراتر رفته است.
her creativity has surpassed the limits of imagination.
خلاقیت او از محدودیت های تصور فراتر رفته است.
in terms of quality, this product has surpassed its competitors.
از نظر کیفیت، این محصول از رقبای خود پیشی گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید