surpassed

[ایالات متحده]/səˈpɑːst/
[بریتانیا]/sərˈpæst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فراتر رفتن در دستاورد یا کیفیت؛ بیشتر بودن از نظر مقدار؛ قادر بودن به انجام بیشتر از

عبارات و ترکیب‌ها

surpassed expectations

فراتر از انتظارات

surpassed limits

فراتر از محدودیت‌ها

surpassed goals

فراتر از اهداف

surpassed records

فراتر از رکوردهای قبلی

surpassed rivals

فراتر از رقبای خود

surpassed achievements

فراتر از دستاوردها

surpassed standards

فراتر از استانداردهای معمول

surpassed performance

عملکرد بهتر از حد مورد انتظار

surpassed milestones

فراتر از نقاط عطف

جملات نمونه

her performance surpassed everyone's expectations.

عملکرد او از انتظارات همه سر برآمد.

the sales this quarter have surpassed last year's figures.

فروش این فصل از آمار سال گذشته فراتر رفته است.

he has surpassed his previous records in the competition.

او در مسابقه رکورد قبلی خود را پشت سر گذاشته است.

the new technology has surpassed traditional methods.

فناوری جدید روش های سنتی را پشت سر گذاشته است.

her dedication to the project has surpassed all others.

تعهد او به پروژه از همه بیشتر بوده است.

the movie's box office earnings surpassed expectations.

درآمد فیلم از باکس آفیس از انتظارات بیشتر بود.

his enthusiasm for the job has surpassed that of his colleagues.

اشتیاق او به کار از همکارانش بیشتر بوده است.

the athlete's speed has surpassed the world record.

سرعت ورزشکار از رکورد جهانی فراتر رفته است.

her creativity has surpassed the limits of imagination.

خلاقیت او از محدودیت های تصور فراتر رفته است.

in terms of quality, this product has surpassed its competitors.

از نظر کیفیت، این محصول از رقبای خود پیشی گرفته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید