overtax

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈtæks/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈtæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به طور بیش از حد بارگذاری کردن; مالیات را به شدت وضع کردن; به طور بیش از حد کار کردن.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریovertaxing
زمان گذشتهovertaxed
قسمت سوم فعلovertaxed
شکل سوم شخص مفردovertaxes

جملات نمونه

do athletes overtax their hearts?.

آیا ورزشکاران قلب خود را بیش از حد تحت فشار قرار می دهند؟.

the UK is not overtaxed compared to other countries.

بریتانی در مقایسه با سایر کشورها بیش از حد مالیات نمی شود.

The government should not overtax its citizens.

دولت نباید شهروندان خود را بیش از حد مالیات کند.

Small businesses are often overtaxed by complicated regulations.

کسب و کارهای کوچک اغلب به دلیل مقررات پیچیده بیش از حد مالیات می شوند.

High property taxes can overtax homeowners.

مالیات بر دارایی های با ارزش بالا می تواند صاحبان خانه را بیش از حد مالیات کند.

The company fears that the new tax law will overtax their profits.

شرکت نگران است که قانون مالیاتی جدید سود آنها را بیش از حد مالیات کند.

The current tax system tends to overtax low-income earners.

سیستم مالیاتی فعلی تمایل دارد افراد کم درآمد را بیش از حد مالیات کند.

The wealthy often find ways to avoid being overtaxed.

ثروتمندان اغلب راهی برای اجتناب از مالیات بیش از حد پیدا می کنند.

The finance minister promised not to overtax the working class in the upcoming budget.

وزیر مالیه قول داد که در بودجه آینده طبقه کارگر را بیش از حد مالیات نکند.

نمونه‌های واقعی

She'll do what she can, but you mustn't overtax her. Her heart is not very strong.

او تمام تلاش خود را خواهد کرد، اما نباید او را بیش از حد خسته کنید. قلبش خیلی قوی نیست.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 4

They thought I was overtaxing my strength.

آنها فکر کردند من دارم بیش از حد توانایی هایم را به کار می گیرم.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Eating all day long overtaxes our pancreas and our digestive system.

خوردن در طول روز پانکراس و سیستم گوارش ما را تحت فشار قرار می دهد.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

It overtaxes it so much that it cannot work properly.

آنقدر آن را تحت فشار قرار می دهد که نمی تواند به درستی کار کند.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

Though it could also be applied to don't a bunch of hikers going outside mess it up, or don't a bunch of fisher people overtax a stream?

اگرچه می توان آن را به این موضوع نیز اعمال کرد: از رفتن گروهی از کوهنوردان به بیرون و خراب کردن آن اجتناح کنید، یا از رفتن گروهی از ماهیگیران و بیش از حد استفاده از یک رودخانه اجتناح کنید؟

منبع: Connection Magazine

But if this is your new normal, you could be mentally overtaxed.

اما اگر این نرمال جدید شما باشد، ممکن است از نظر ذهنی خسته شوید.

منبع: Selected English short passages

This has the dual effect of overtaxing your working memory and not allowing you to go back over a line you didn't understand the first time.

این اثر دوگانه ای دارد: حافظه فعال شما را تحت فشار قرار می دهد و به شما اجازه نمی دهد به خطی که در ابتدا متوجه نشده اید بازگردید.

منبع: Crash Course Learning Edition

Carefully study the well-being of your men, and do not overtax them. Concentrate your energy and hoard your strength. Keep your army continually on the move, and devise unfathomable plans.

به دقت از سلامت سربازان خود مراقبت کنید و آنها را خسته نکنید. انرژی خود را متمرکز کنید و قدرت خود را حفظ کنید. ارتش خود را به طور مداوم در حال حرکت نگه دارید و برنامه های غیرقابل درک طراحی کنید.

منبع: The Art of War

This " I'm an island and no one may land here" attitude leads to being overworked, overloaded, and overtaxed in every single aspect of your life, since you won't allow anyone else to help.

این طرز فکر "من یک جزیره هستم و هیچ کس اجازه ندارد اینجا فرود بیاید" منجر به اضافه کاری، بیش از حد کار کردن و مالیات دادن در هر جنبه ای از زندگی شما می شود، زیرا به کسی اجازه کمک نمی دهید.

منبع: Psychology Mini Class

When Prince Ivan the First Moneybags ruled, 1325-1341, got the yarlyk, and became the Golden Hoard's tax collector, he added to his personal income by overtaxing everyone else, especially those neighbors whose land he wanted.

زمانی که شاهزاده ایوان پولدار اول حکومت می کرد، 1325-1341، یارلیق دریافت کرد و به جمع آوری مالیات Horde طلایی پرداخت، درآمد شخصی خود را با مالیات دادن بیش از حد به دیگران، به ویژه همسایگانی که می خواست زمین آنها را، افزایش داد.

منبع: The rise and fall of superpowers.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید