overtones

[ایالات متحده]/ˈəʊ.və.təʊnz/
[بریتانیا]/ˈoʊ.vɚ.toʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیشنهادات یا مفاهیم فراتر از معنی ظاهری؛ شکل جمع اوورتون

عبارات و ترکیب‌ها

musical overtones

نازل های موسیقیایی

cultural overtones

نازل های فرهنگی

emotional overtones

نازل های احساسی

subtle overtones

نازل های ظریف

political overtones

نازل های سیاسی

social overtones

نازل های اجتماعی

negative overtones

نازل های منفی

positive overtones

نازل های مثبت

hidden overtones

نازل های پنهان

rich overtones

نازل های غنی

جملات نمونه

the song had beautiful overtones that resonated with the audience.

قطعه موسیقی دارای زیرآوای زیبا بود که با مخاطبان همخوانی داشت.

her voice carried overtones of sadness and longing.

صدای او دارای زیرآوای غم و دلتنگی بود.

the painting's colors had overtones that evoked a sense of nostalgia.

رنگ‌های نقاشی دارای زیرآواهایی بودند که حسی از نوستالژی را برانگیختند.

the speaker's tone had overtones of authority and confidence.

لحن سخنران دارای زیرآوای اقتدار و اعتماد به نفس بود.

in music, overtones add richness and depth to the sound.

در موسیقی، زیرآواها غنا و عمق را به صدا اضافه می‌کنند.

his comments had overtones of sarcasm that were hard to miss.

نظرات او دارای زیرآوای طعنه بود که به سختی نمی‌شد از آن چشم پوشی کرد.

the novel explores themes with overtones of social criticism.

این رمان مضامینی را با زیرآوای انتقاد اجتماعی بررسی می‌کند.

she spoke with overtones of excitement about the upcoming event.

او با زیرآوای هیجان در مورد رویداد آینده صحبت کرد.

the debate had overtones of tension and rivalry between the two teams.

بحث دارای زیرآوای تنش و رقابت بین دو تیم بود.

his laughter had overtones of joy that lifted everyone's spirits.

خنده او دارای زیرآوای شادی بود که روحیه همه را بالا برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید