zygote

[ایالات متحده]/ˈzaɪɡəʊt/
[بریتانیا]/ˈzaɪɡoʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تخم بارور شده؛ سلول اولیه‌ای که هنگام تشکیل یک ارگانیسم جدید ایجاد می‌شود؛ سلولی که از اتحاد یک اسپرم و یک تخم به وجود می‌آید
Word Forms
جمعzygotes

عبارات و ترکیب‌ها

fertilized zygote

زیگوت لقاح شده

early zygote

زیگوت اولیه

developing zygote

زیگوت در حال رشد

zygote stage

مرحله زیگوت

zygote formation

تشکیل زیگوت

zygote division

تقسیم زیگوت

zygote development

توسعه زیگوت

zygote genetics

ژنتیک زیگوت

zygote implantation

جفت گیری زیگوت

zygote viability

قابلیت بقای زیگوت

جملات نمونه

the zygote undergoes cell division to form an embryo.

زیگوت تحت فرآیند تقسیم سلولی برای تشکیل جنین قرار می‌گیرد.

after fertilization, the zygote is formed within hours.

پس از لقاح، زیگوت در عرض چند ساعت تشکیل می‌شود.

the zygote contains genetic material from both parents.

زیگوت حاوی مواد ژنتیکی از هر دو والد است.

in humans, the zygote is the first stage of development.

در انسان، زیگوت اولین مرحله رشد است.

the zygote will implant into the uterine wall.

زیگوت در دیواره رحم جایگزین می‌شود.

scientists study the zygote to understand early development.

دانشمندان زیگوت را برای درک رشد اولیه مطالعه می‌کنند.

once the zygote divides, it becomes a blastocyst.

هنگامی که زیگوت تقسیم می‌شود، به یک بلاستوسیست تبدیل می‌شود.

the health of the zygote is crucial for successful pregnancy.

سلامت زیگوت برای بارداری موفق بسیار مهم است.

genetic abnormalities can occur at the zygote stage.

اختلالات ژنتیکی می‌توانند در مرحله زیگوت رخ دهند.

understanding the zygote's formation helps in reproductive science.

درک نحوه تشکیل زیگوت به پیشرفت علم باروری کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید