oxygen-deprived

[ایالات متحده]/[ˈɒksɪdʒən dɪˈpraɪvd]/
[بریتانیا]/[ˈɑːksɪdʒən dɪˈpraɪvd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مبتلا به کمبود اکسیژن؛ فاقد اکسیژن؛ کم اکسیژنی؛ مربوط به حالت کمبود اکسیژن

عبارات و ترکیب‌ها

oxygen-deprived brain

مغز کم اکسیژن

becoming oxygen-deprived

در حال کم شدن اکسیژن شدن

oxygen-deprived conditions

شرایط کم اکسیژن

severely oxygen-deprived

خیلی کم اکسیژن

oxygen-deprived state

حالت کم اکسیژن

oxygen-deprived tissue

بافت کم اکسیژن

was oxygen-deprived

کم اکسیژن بود

oxygen-deprived infant

نوزاد کم اکسیژن

oxygen-deprived cells

سلول‌های کم اکسیژن

remaining oxygen-deprived

باقی مانده کم اکسیژن

جملات نمونه

the climbers were oxygen-deprived after reaching the summit.

چالش‌گذاران پس از رسیدن به قله، از کمبود اکسیژن رنج می‌بردند.

prolonged exposure to high altitudes can lead to oxygen-deprived conditions.

معرض مدت زیادی به ارتفاعات بالا می‌تواند به حالت کمبود اکسیژن منجر شود.

the patient was oxygen-deprived due to a blocked airway.

بیمار به دلیل مسدود بودن مجاری تنفسی، از کمبود اکسیژن رنج می‌برد.

divers must carefully monitor their oxygen levels to avoid becoming oxygen-deprived.

غواص‌ها باید سطح اکسیژن خود را به دقت نظارت کنند تا از کمبود اکسیژن جلوگیری شود.

the rescue team worked quickly to save those oxygen-deprived in the collapsed mine.

تیم نجات‌دهنده به سرعت کار کردند تا افرادی که در معدن سقوط‌کرده از کمبود اکسیژن رنج می‌بردند، نجات دهند.

symptoms of being oxygen-deprived include confusion and dizziness.

اعراض کمبود اکسیژن شامل سرگیجه و گیج‌گی است.

the baby was oxygen-deprived at birth, requiring immediate medical attention.

نوزاد در زمان تولد از کمبود اکسیژن رنج می‌برد که نیاز به توجه پزشکی فوری داشت.

the firefighters rescued a cat from a smoke-filled room, which was oxygen-deprived.

کمک‌رسان‌های آتش‌نطفه یک گربه را از یک اتاق پر از دود نجات دادند که در آن کمبود اکسیژن وجود داشت.

an oxygen-deprived environment can be dangerous for all living organisms.

محیطی که در آن اکسیژن کم است، برای تمام موجودات زنده خطرناک است.

the athlete felt oxygen-deprived after the intense workout.

ورزشکار پس از تمرین شدید، احساس کمبود اکسیژن کرد.

the submarine crew had to return to the surface due to oxygen-deprived conditions.

تیم زیردریایی باید به دلیل کمبود اکسیژن به سطح بازگشتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید