anoxic

[ایالات متحده]/ˈænəʊsɪk/
[بریتانیا]/ˌæn.əʊ.sɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود اکسیژن

عبارات و ترکیب‌ها

anoxic conditions

شرایط بی‌هوازی

anoxic environment

محیط بی‌هوازی

anoxic state

وضعیت بی‌هوازی

anoxic treatment

درمان بی‌هوازی

anoxic respiration

تنفس بی‌هوازی

anoxic bacteria

باکتری‌های بی‌هوازی

anoxic decomposition

تجزیه بی‌هوازی

anoxic shock

ضربه بی‌هوازی

جملات نمونه

the fish died due to anoxic conditions in the pond.

ماهی به دلیل شرایط بی‌هوازی در برکه مرد.

anoxic environments can be harmful to most living organisms.

محیط‌های بی‌هوازی می‌توانند برای بیشتر موجودات زنده مضر باشند.

the deep ocean is often anoxic, lacking sufficient oxygen for life.

اقیانوس عمیق اغلب بی‌هوازی است و اکسیژن کافی برای زندگی ندارد.

anoxic conditions can occur in stagnant water bodies.

شرایط بی‌هوازی می‌تواند در توده‌های آب راکد رخ دهد.

scientists are studying the effects of anoxic stress on plants.

دانشمندان در حال بررسی اثرات استرس بی‌هوازی بر روی گیاهان هستند.

during surgery, anesthetics may create anoxic conditions in the brain.

در طول جراحی، بی‌حسی موثر ممکن است شرایط بی‌هوازی را در مغز ایجاد کند.

anoxic shock is a serious medical condition requiring immediate attention.

ضربه بی‌هوازی یک وضعیت پزشکی جدی است که نیاز به توجه فوری دارد.

the bacteria thrived in the anoxic environment of the deep sea trench.

باکتری‌ها در محیط بی‌هوازی دره عمیق دریا به خوبی رشد کردند.

anoxic chambers are used to store certain types of food products.

اتاق‌های بی‌هوازی برای نگهداری برخی از محصولات غذایی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید