pachinkoes

[ایالات متحده]/pəˈtʃɪŋkəʊz/
[بریتانیا]/pəˈtʃɪŋkoʊz/

ترجمه

n. نوعی بازی قمار مشابه پینبال، محبوب در ژاپن

عبارات و ترکیب‌ها

play pachinkoes

بازی پچینکو

pachinkoes arcade

سالن بازی پچینکو

pachinkoes machine

ماشین پچینکو

pachinkoes game

بازی پچینکو

pachinkoes hall

سالن پچینکو

pachinkoes player

بازیکن پچینکو

pachinkoes tokens

توکن‌های پچینکو

pachinkoes jackpot

جکپات پچینکو

pachinkoes winnings

برنده شدن در پچینکو

pachinkoes fun

سرگرمی پچینکو

جملات نمونه

they spent the afternoon playing pachinkoes at the arcade.

آنها بعد از ظهر را بازی کردن پچینکو در بازی‌سرا گذراندند.

winning at pachinkoes can be very exciting.

برنده شدن در پچینکو می‌تواند بسیار هیجان‌انگیز باشد.

he often invites friends to play pachinkoes with him.

او اغلب دوستانش را برای بازی پچینکو با او دعوت می‌کند.

pachinkoes are popular in japan for entertainment.

پچینکوها برای سرگرمی در ژاپن محبوب هستند.

she learned the strategies to win at pachinkoes.

او استراتژی‌های برنده شدن در پچینکو را یاد گرفت.

the sound of pachinkoes fills the gaming hall.

صدای پچینکوها سالن بازی را پر می‌کند.

many people enjoy the thrill of playing pachinkoes.

بسیاری از مردم از هیجان بازی کردن پچینکو لذت می‌برند.

they have a special room for high-stakes pachinkoes.

آنها یک اتاق ویژه برای پچینکوهای با شرط‌های بالا دارند.

he spent all his pocket money on pachinkoes.

او تمام پول توجیبی خود را برای پچینکو خرج کرد.

playing pachinkoes requires both luck and skill.

بازی کردن پچینکو هم به شانس و هم به مهارت نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید