pacificism

[ایالات متحده]/pəˈsɪfɪsɪzm/
[بریتانیا]/pəˈsɪfɪsɪzm/

ترجمه

n. باور به یا حمایت از صلح، به ویژه به عنوان یک اصل در برابر جنگ
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

active pacificism

اقبال فعال

political pacificism

اقبال سیاسی

religious pacificism

اقبال مذهبی

cultural pacificism

اقبال فرهنگی

ethical pacificism

اقبال اخلاقی

militant pacificism

اقبال نظامی

global pacificism

اقبال جهانی

strategic pacificism

اقبال استراتژیک

practical pacificism

اقبال عملی

philosophical pacificism

اقبال فلسفی

جملات نمونه

her pacificism was evident in her approach to conflict resolution.

دیدگاه صلح‌طلبانه او در نحوه برخورد با حل اختلافات آشکار بود.

the pacificism movement gained momentum during the war.

جنبش صلح‌طلبی در طول جنگ قدرت گرفت.

many philosophers have written about the principles of pacificism.

فلاسفه زیادی در مورد اصول صلح‌طلبی نوشته‌اند.

his pacificism inspired others to seek nonviolent solutions.

صلح‌طلبی او دیگران را به یافتن راه حل‌های غیرخشونت‌آمیز تشویق کرد.

she advocates for pacificism in her community.

او از صلح‌طلبی در جامعه خود حمایت می‌کند.

the principles of pacificism are rooted in compassion.

اصول صلح‌طلبی ریشه در شفقت دارد.

his commitment to pacificism shaped his political views.

تعهد او به صلح‌طلبی دیدگاه‌های سیاسی او را شکل داد.

she expressed her pacificism through art and literature.

او صلح‌طلبی خود را از طریق هنر و ادبیات بیان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید