pan-frying fish
پرورش ماهی در قدر
pan-frying steak
پرورش گوشت در قدر
pan-frying vegetables
پرورش سبزیجات در قدر
pan-frying tofu
پرورش توфан در قدر
enjoying pan-frying
لذت بردن از پرورش در قدر
starting pan-frying
شروع پرورش در قدر
pan-frying time
زمان پرورش در قدر
pan-frying quickly
پرورش سریع در قدر
i love pan-frying salmon with lemon and herbs.
من دوست دارم سالمون را با لیمو و گیاهان دارویی در چرخه پان روی چرخه پان پخته شود.
she decided to pan-fry the chicken breasts for a quick dinner.
او تصمیم گرفت گردن مرغ را برای یک غذای سریع در چرخه پان پخته شود.
pan-frying tofu gives it a crispy texture.
پختن توфан در چرخه پان باعث می شود که بافت آن سفت شود.
he was pan-frying potatoes to make hash browns.
او در حال پختن سیب زمینی در چرخه پان برای ساخت هش براونز بود.
pan-frying vegetables is a healthy and easy cooking method.
پختن سبزیجات در چرخه پان یک روش سالم و ساده پختن است.
we pan-fried some shrimp with garlic and ginger.
ما یکی از ماهیگیری را با سیر و گیاه گویچه در چرخه پان پختیم.
the best way to cook pancakes is pan-frying them.
بهترین روش پختن پنکیک ها پختن آنها در چرخه پان است.
pan-frying the bacon made it extra crispy.
پختن سیب زمینی در چرخه پان باعث شد که آن را بسیار سفت کند.
she's pan-frying polenta for a delicious side dish.
او در حال پختن پولنتا در چرخه پان برای یک غذای جانبی لذیذ است.
pan-frying the scallops with butter was a simple pleasure.
پختن ماهی گردو با نانوایی در چرخه پان یک لذت ساده بود.
he carefully pan-fried the delicate fish fillets.
او با دقت گوشت ماهی نرم را در چرخه پان پخت.
pan-frying fish
پرورش ماهی در قدر
pan-frying steak
پرورش گوشت در قدر
pan-frying vegetables
پرورش سبزیجات در قدر
pan-frying tofu
پرورش توфан در قدر
enjoying pan-frying
لذت بردن از پرورش در قدر
starting pan-frying
شروع پرورش در قدر
pan-frying time
زمان پرورش در قدر
pan-frying quickly
پرورش سریع در قدر
i love pan-frying salmon with lemon and herbs.
من دوست دارم سالمون را با لیمو و گیاهان دارویی در چرخه پان روی چرخه پان پخته شود.
she decided to pan-fry the chicken breasts for a quick dinner.
او تصمیم گرفت گردن مرغ را برای یک غذای سریع در چرخه پان پخته شود.
pan-frying tofu gives it a crispy texture.
پختن توфан در چرخه پان باعث می شود که بافت آن سفت شود.
he was pan-frying potatoes to make hash browns.
او در حال پختن سیب زمینی در چرخه پان برای ساخت هش براونز بود.
pan-frying vegetables is a healthy and easy cooking method.
پختن سبزیجات در چرخه پان یک روش سالم و ساده پختن است.
we pan-fried some shrimp with garlic and ginger.
ما یکی از ماهیگیری را با سیر و گیاه گویچه در چرخه پان پختیم.
the best way to cook pancakes is pan-frying them.
بهترین روش پختن پنکیک ها پختن آنها در چرخه پان است.
pan-frying the bacon made it extra crispy.
پختن سیب زمینی در چرخه پان باعث شد که آن را بسیار سفت کند.
she's pan-frying polenta for a delicious side dish.
او در حال پختن پولنتا در چرخه پان برای یک غذای جانبی لذیذ است.
pan-frying the scallops with butter was a simple pleasure.
پختن ماهی گردو با نانوایی در چرخه پان یک لذت ساده بود.
he carefully pan-fried the delicate fish fillets.
او با دقت گوشت ماهی نرم را در چرخه پان پخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید