paradisiac

[ایالات متحده]/ˌpærəˈdaɪziæk/
[بریتانیا]/ˌpærəˈdeɪziæk/

ترجمه

adj. آسمانی; خوشبخت; از یا شبیه به بهشت

عبارات و ترکیب‌ها

paradisiac island

جزیره بهشتی

paradisiac beach

ساحل بهشتی

paradisiac paradise

بهشت بهشتی

paradisiac view

منظره بهشتی

paradisiac escape

فرار بهشتی

paradisiac retreat

استراحتگاه بهشتی

paradisiac landscape

مناظر بهشتی

paradisiac experience

تجربه بهشتی

paradisiac destination

مقصد بهشتی

paradisiac getaway

گریز بهشتی

جملات نمونه

the beach was paradisiac, with golden sands and crystal-clear waters.

ساحل بهشتی بود، با شن‌های طلایی و آب‌های شفاف.

they spent their vacation in a paradisiac resort in the maldives.

آنها تعطیلات خود را در یک استراحتگاه بهشتی در مالدیو گذراندند.

her garden was a paradisiac escape filled with vibrant flowers.

باغ او یک فرار بهشتی بود که با گل‌های پر جنب و جوش پر شده بود.

the sunset over the mountains created a paradisiac view.

غروب خورشید بر فراز کوه‌ها منظره‌ای بهشتی ایجاد کرد.

he described the island as a paradisiac getaway from the hustle and bustle.

او جزیره را به عنوان یک فرار بهشتی از هیاهو و همهمه توصیف کرد.

they found a paradisiac spot by the river to set up their picnic.

آنها یک مکان بهشتی کنار رودخانه برای برپایی پیک نیک خود پیدا کردند.

the resort offered paradisiac amenities that catered to every need.

استراحتگاه امکانات بهشتی را ارائه می‌داد که به هر نیاز پاسخ می‌داد.

walking through the paradisiac landscape felt like a dream.

قدم زدن در منظره بهشتی مانند یک رویا بود.

she often dreams of living in a paradisiac environment surrounded by nature.

او اغلب رویای زندگی در یک محیط بهشتی احاطه شده توسط طبیعت را دارد.

the paradisiac atmosphere of the festival attracted many visitors.

فضای بهشتی جشنواره بسیاری از بازدیدکنندگان را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید