parasol

[ایالات متحده]/'pærəsɒl/
[بریتانیا]/'pærəsɔl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سایه‌بان
Word Forms
جمعparasols

جملات نمونه

She twirled her parasol as she walked through the park.

او چتر خود را در حالی که از پارک عبور می‌کرد، چرخاند.

He used a parasol to shield himself from the sun.

او از یک چتر برای محافظت از خود در برابر نور خورشید استفاده کرد.

The parasol cast a shadow over the picnic blanket.

چتر سایه‌ای بر روی پتو پیک‌نیک انداخت.

The beachgoers lounged under colorful parasols.

گردشگران ساحلی زیر چترهای رنگارنگ دراز کشیدند.

She carried a delicate lace parasol to the garden party.

او یک چتر حریر ظریف را به مهمانی باغ برد.

The parasol added a touch of elegance to her outfit.

چتر ظرافت خاصی به لباس او اضافه کرد.

The parasol provided much-needed shade on the hot summer day.

چتر سایه مورد نیاز را در روز داغ تابستان فراهم کرد.

She decorated her parasol with colorful ribbons for the parade.

او چتر خود را با روبان‌های رنگارنگ برای رژه تزئین کرد.

The parasol was a popular accessory among Victorian ladies.

چتر یک لوازم جانبی محبوب در بین خانم‌های ویکتوریایی بود.

He forgot his parasol and ended up getting sunburned.

او چتر خود را فراموش کرد و در نهایت دچار آفتاب سوختگی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید