| جمع | sunshades |
car sunshade
سایه بان خودرو
A sudden gust of wind blew his sunshade inside out.
یک وزش ناگهانی باد، سایبان او را به داخل برگشت.
Did you notice where I put my sunshade?
آیا متوجه شدید کجا سایبانم را گذاشتهام؟
Could you identify your sunshade among a hundred others.
آیا می توانید سایبان خود را در میان صدها مورد دیگر شناسایی کنید؟
Flash lamp,bettery box,lambency box,sunshade board,reflector board,lambency umbrella,bracket,lamp-chimney,lamp for outdoor etc.
لامپ فلاش، محفظه باتری، محفظه روشنایی، صفحه سایهبان، صفحه بازتابنده، چتر روشنایی، براکت، دودکش لامپ، لامپ برای فضای باز و غیره.
I always bring a sunshade to the beach.
من همیشه یک سایبان به ساحل میبرم.
The sunshade protected her from the harsh sun.
سایبان او را از نور خورشید شدید محافظت کرد.
She sat under the sunshade, enjoying the cool breeze.
او زیر سایبان نشست و از نسیم خنک لذت برد.
The patio furniture came with a built-in sunshade.
مبلمان پاسیو دارای سایبان داخلی بود.
He adjusted the angle of the sunshade to block the sun.
او زاویه سایبان را برای مسدود کردن نور خورشید تنظیم کرد.
The sunshade cast a shadow over the picnic area.
سایبان سایهای بر روی محوطه پیکنیک انداخت.
She forgot to bring her sunshade and got sunburned.
او فراموش کرد سایبانش را بیاورد و دچار آفتاب سوختگی شد.
The beach umbrella doubles as a sunshade.
چتر ساحلی به عنوان سایبان عمل میکند.
He lounged under the sunshade, sipping on a cold drink.
او زیر سایبان دراز کشید و جرعهای از نوشیدنی سرد نوشید.
The sunshade collapsed in the strong wind.
سایبان در باد شدید فروریخت.
car sunshade
سایه بان خودرو
A sudden gust of wind blew his sunshade inside out.
یک وزش ناگهانی باد، سایبان او را به داخل برگشت.
Did you notice where I put my sunshade?
آیا متوجه شدید کجا سایبانم را گذاشتهام؟
Could you identify your sunshade among a hundred others.
آیا می توانید سایبان خود را در میان صدها مورد دیگر شناسایی کنید؟
Flash lamp,bettery box,lambency box,sunshade board,reflector board,lambency umbrella,bracket,lamp-chimney,lamp for outdoor etc.
لامپ فلاش، محفظه باتری، محفظه روشنایی، صفحه سایهبان، صفحه بازتابنده، چتر روشنایی، براکت، دودکش لامپ، لامپ برای فضای باز و غیره.
I always bring a sunshade to the beach.
من همیشه یک سایبان به ساحل میبرم.
The sunshade protected her from the harsh sun.
سایبان او را از نور خورشید شدید محافظت کرد.
She sat under the sunshade, enjoying the cool breeze.
او زیر سایبان نشست و از نسیم خنک لذت برد.
The patio furniture came with a built-in sunshade.
مبلمان پاسیو دارای سایبان داخلی بود.
He adjusted the angle of the sunshade to block the sun.
او زاویه سایبان را برای مسدود کردن نور خورشید تنظیم کرد.
The sunshade cast a shadow over the picnic area.
سایبان سایهای بر روی محوطه پیکنیک انداخت.
She forgot to bring her sunshade and got sunburned.
او فراموش کرد سایبانش را بیاورد و دچار آفتاب سوختگی شد.
The beach umbrella doubles as a sunshade.
چتر ساحلی به عنوان سایبان عمل میکند.
He lounged under the sunshade, sipping on a cold drink.
او زیر سایبان دراز کشید و جرعهای از نوشیدنی سرد نوشید.
The sunshade collapsed in the strong wind.
سایبان در باد شدید فروریخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید