parasympathomimetic

[ایالات متحده]/ˌpærəˌsɪmpəθəˈmɪtɪk/
[بریتانیا]/ˌpærəˌsɪmpəθəˈmɪtɪk/

ترجمه

adj. مربوط به داروهایی که اثرات سیستم عصبی پاراسمپاتیک را تقلید می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

parasympathomimetic drug

داروی تقلید کننده اثرات سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic effect

اثر تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic action

عملکرد تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic agent

عامل تقلید کننده اثرات سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic response

پاسخ تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic properties

ویژگی‌های تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic stimulation

تحریک تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic mechanism

مکانیسم تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic activity

فعالیت تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

parasympathomimetic influence

تاثیر تقلیدی سیستم عصبی پاراسمپاتیک

جملات نمونه

the doctor prescribed a parasympathomimetic drug to help with the patient's symptoms.

پزشک داروی پاراسمپاتومیمتیک تجویز کرد تا به رفع علائم بیمار کمک کند.

parasympathomimetic agents can lower heart rate and increase digestive activity.

عوامل پاراسمپاتومیمتیک می‌توانند ضربان قلب را کاهش داده و فعالیت گوارش را افزایش دهند.

research shows that parasympathomimetic effects can promote relaxation.

تحقیقات نشان می‌دهد که اثرات پاراسمپاتومیمتیک می‌توانند به ترویج آرامش کمک کنند.

some plants contain parasympathomimetic compounds that affect the nervous system.

برخی از گیاهان حاوی ترکیبات پاراسمپاتومیمتیک هستند که بر سیستم عصبی تأثیر می‌گذارند.

understanding parasympathomimetic mechanisms is crucial for pharmacology.

درک مکانیسم‌های پاراسمپاتومیمتیک برای داروشناسی بسیار مهم است.

doctors often use parasympathomimetic drugs during surgical procedures.

پزشکان اغلب از داروهای پاراسمپاتومیمتیک در طول روش‌های جراحی استفاده می‌کنند.

patients may experience side effects from parasympathomimetic medications.

بیماران ممکن است عوارض جانبی ناشی از داروها یا درمان‌های پاراسمپاتومیمتیک را تجربه کنند.

the study focused on the role of parasympathomimetic agents in treating anxiety.

این مطالعه بر نقش عوامل پاراسمپاتومیمتیک در درمان اضطراب متمرکز بود.

parasympathomimetic stimulation can enhance salivation and lacrimation.

تحریک پاراسمپاتومیمتیک می‌تواند باعث افزایش بزاق و اشک‌آوری شود.

healthcare professionals should be aware of parasympathomimetic interactions.

متخصصان مراقبت‌های بهداشتی باید از تعاملات پاراسمپاتومیمتیک آگاه باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید