participations

[ایالات متحده]/pɑːˌtɪsɪˈpeɪʃənz/
[بریتانیا]/pɑːrˌtɪsɪˈpeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل شرکت در چیزی؛ به اشتراک گذاری چیزی؛ مالکیت در یک شرکت یا بنگاه

عبارات و ترکیب‌ها

active participations

شرکت‌های فعال

multiple participations

شرکت‌های متعدد

full participations

شرکت‌های کامل

recent participations

شرکت‌های اخیر

limited participations

شرکت‌های محدود

group participations

شرکت‌های گروهی

voluntary participations

شرکت‌های داوطلبانه

community participations

شرکت‌های اجتماعی

stakeholder participations

شرکت‌های ذینفع

event participations

شرکت‌های رویدادی

جملات نمونه

her participations in various events have boosted her career.

شرکت او در رویدادهای مختلف باعث افزایش شغلی او شده است.

we encourage participations from all team members.

ما از مشارکت همه اعضای تیم تشویق می کنیم.

his participations in community service are commendable.

شرکت او در خدمات اجتماعی قابل تحسین است.

active participations can lead to better outcomes.

مشارکت فعال می تواند منجر به نتایج بهتر شود.

she has several participations in international conferences.

او چندین بار در کنفرانس های بین المللی شرکت کرده است.

participations in workshops can enhance your skills.

شرکت در کارگاه ها می تواند مهارت های شما را افزایش دهد.

his participations in sports competitions are impressive.

شرکت او در مسابقات ورزشی قابل توجه است.

we value participations from diverse backgrounds.

ما از مشارکت افرادی با پیشینه های مختلف قدردانی می کنیم.

her frequent participations in discussions show her commitment.

شرکت های مکرر او در بحث ها نشان دهنده تعهد او است.

participations in charity events are always appreciated.

شرکت در رویدادهای خیریه همیشه مورد استقبال قرار می گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید