particle-free

[ایالات متحده]/[ˈpɑː.tɪkl ˈfriː]/
[بریتانیا]/[ˈpɑːr.tɪ.kəl ˈfriː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. خالی از ذرات؛ بدون ذرات؛ مربوط به حالت یا محیطی که از ذرات پاک است.

عبارات و ترکیب‌ها

particle-free zone

منطقه‌ی بی‌ذره

particle-free environment

محیط بی‌ذره

becoming particle-free

تبدیل شدن به بی‌ذره

particle-free condition

وضعیت بی‌ذره

particle-free testing

آزمایش بی‌ذره

particle-free product

محصول بی‌ذره

particle-free process

فرايند بی‌ذره

particle-free area

منطقه‌ی بی‌ذره

maintaining particle-free

حفظ بی‌ذره

particle-free design

طراحی بی‌ذره

جملات نمونه

the company released a particle-free energy source.

شرکت یک منبع انرژی بدون ذره را منتشر کرد.

we need a particle-free environment for the experiment.

ما برای آزمایش محیطی بدون ذره نیاز داریم.

the new filter removes all particle-free contaminants.

فیلتر جدید تمامی آلاینده‌های بدون ذره را از بین می‌برد.

the scientist studied particle-free dust in the lab.

دانشمند در آزمایشگاه به مطالعه گرد و غبار بدون ذره پرداخت.

the air was surprisingly particle-free after the rain.

هوا پس از باران به طور غیرمنتظره‌ای بدون ذره بود.

the process aims to create a particle-free product.

این فرآیند به دنبال ایجاد محصولی بدون ذره است.

the artist used a particle-free coating on the canvas.

هنرمند از یک لایه‌پوشش بدون ذره روی کanvas استفاده کرد.

the goal is to maintain a particle-free workspace.

هدف حفظ محیط کاری بدون ذره است.

the machine produces a consistently particle-free output.

ماشین خروجی‌ای به طور مداوم بدون ذره تولید می‌کند.

the research focused on particle-free materials for construction.

پژوهش روی مواد بدون ذره برای ساخت و ساز متمرکز بود.

the patient required a particle-free sterile setting.

بیمار به محیطی استерیل بدون ذره نیاز داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید