untarnished

[ایالات متحده]/ʌnˈtɑ:nɪʃt/
[بریتانیا]/ʌnˈtɑrnɪʃt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. باقی مانده درخشان یا روشن

جملات نمونه

his ministers enjoyed an untarnished reputation.

وزرای او از شهرت آراسته و دست‌نخورده‌ای برخوردار بودند.

to keep something untarnished

برای حفظ چیزها در حالت دست‌نخورده

to maintain an untarnished image

برای حفظ یک تصویر دست‌نخورده

to present an untarnished appearance

برای ارائه یک ظاهر دست‌نخورده

to have untarnished integrity

برای داشتن یکپارچگی دست‌نخورده

to possess untarnished beauty

برای داشتن زیبایی دست‌نخورده

to enjoy untarnished success

برای لذت بردن از موفقیت دست‌نخورده

to achieve untarnished results

برای دستیابی به نتایج دست‌نخورده

to deliver untarnished quality

برای ارائه کیفیت دست‌نخورده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید