partly cloudy
نیمه ابری
This is partly a political and partly a legal question.
این موضوع تا حدودی سیاسی و تا حدودی قانونی است.
the book is partly autobiographical.
کتاب تا حدودی خودزندگینامه است.
the basin is partly let into the wall.
حوض تا حدی در دیوار فرورفته است.
you're only partly right.
شما فقط تا حدودی درست می گویید.
enterprise profit partly reserved
سود شرکت به طور جزئی محفوظ است.
the result is partly a matter of skill and partly of chance.
نتیجه تا حدودی به مهارت و تا حدودی به شانس بستگی دارد.
the quarrel, partly by the interference of the Crown Prince, was arranged.
اختلاف، تا حدی به دلیل دخالت ولیعهد، تنظیم شد.
the doctor thinks the condition is partly hysterical.
پزشک فکر می کند این وضعیت تا حدودی جنون آمیز است.
Their company sell partly to foreign markets.
شرکت آنها تا حدی به بازارهای خارجی عرضه می شود.
What you say is partly true.
آنچه می گویید تا حدی درست است.
His parents are partly responsible for his wallow.
والدین او تا حدی مسئول غوطه ور شدن او هستند.
I believe what he has said is partly true.
من معتقدم آنچه گفته است تا حدی درست است.
The sale of ice cream is partly determined by the weather.
فروش بستنی تا حدی به آب و هوا بستگی دارد.
Farming is partly subsidised by the government.
کشاورزی تا حدی توسط دولت یارانهگذاری میشود.
The delay is partly explicable by the road works.
تاخیر تا حدودی به دلیل تعمیرات جاده قابل توضیح است.
Maturate partly in French oak barrique and partly in Slovenian oak casks for about 12-15 months.
به مدت 12 تا 15 ماه به طور جزئی در بشکههای بلوط فرانسوی و به طور جزئی در بشکههای بلوط اسلوونیایی قرار دهید.
some stale figs partly allayed our hunger.
برخی از انجیرهای کهنه گرسنگی ما را تا حدودی کاهش دادند.
partly cloudy
نیمه ابری
This is partly a political and partly a legal question.
این موضوع تا حدودی سیاسی و تا حدودی قانونی است.
the book is partly autobiographical.
کتاب تا حدودی خودزندگینامه است.
the basin is partly let into the wall.
حوض تا حدی در دیوار فرورفته است.
you're only partly right.
شما فقط تا حدودی درست می گویید.
enterprise profit partly reserved
سود شرکت به طور جزئی محفوظ است.
the result is partly a matter of skill and partly of chance.
نتیجه تا حدودی به مهارت و تا حدودی به شانس بستگی دارد.
the quarrel, partly by the interference of the Crown Prince, was arranged.
اختلاف، تا حدی به دلیل دخالت ولیعهد، تنظیم شد.
the doctor thinks the condition is partly hysterical.
پزشک فکر می کند این وضعیت تا حدودی جنون آمیز است.
Their company sell partly to foreign markets.
شرکت آنها تا حدی به بازارهای خارجی عرضه می شود.
What you say is partly true.
آنچه می گویید تا حدی درست است.
His parents are partly responsible for his wallow.
والدین او تا حدی مسئول غوطه ور شدن او هستند.
I believe what he has said is partly true.
من معتقدم آنچه گفته است تا حدی درست است.
The sale of ice cream is partly determined by the weather.
فروش بستنی تا حدی به آب و هوا بستگی دارد.
Farming is partly subsidised by the government.
کشاورزی تا حدی توسط دولت یارانهگذاری میشود.
The delay is partly explicable by the road works.
تاخیر تا حدودی به دلیل تعمیرات جاده قابل توضیح است.
Maturate partly in French oak barrique and partly in Slovenian oak casks for about 12-15 months.
به مدت 12 تا 15 ماه به طور جزئی در بشکههای بلوط فرانسوی و به طور جزئی در بشکههای بلوط اسلوونیایی قرار دهید.
some stale figs partly allayed our hunger.
برخی از انجیرهای کهنه گرسنگی ما را تا حدودی کاهش دادند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید