partnered with
همکاری با
partnered up
همکاری کردن
partnered successfully
همکاری موفقیتآمیز
partnered closely
همکاری نزدیک
partnered well
همکاری خوب
partnering now
همکاری حال حاضر
partnering firm
شرکت همکاری
partnered previously
همکاری پیشین
partnered extensively
همکاری گسترده
partnered effectively
همکاری موثر
we partnered with a local charity to raise funds.
ما با یک سازمان خیریه محلی همکاری کردیم تا پول جمعآوری کنیم.
the company partnered with a university for research.
شرکت با یک دانشگاه برای تحقیق همکاری کرد.
they partnered on a new marketing campaign.
آنها در یک حمله تبلیغاتی جدید همکاری کردند.
our team partnered with theirs to complete the project.
تیم ما با تیم آنها همکاری کرد تا پروژه را به پایان برسانند.
the two businesses partnered to expand their reach.
دو کسب و کار با یکدیگر همکاری کردند تا دامن خود را گسترش دهند.
we partnered with a supplier to reduce costs.
ما با یک تامین کننده همکاری کردیم تا هزینهها را کاهش دهیم.
the school partnered with the community for support.
مدرسه با جامعه همکاری کرد تا حمایت کند.
they partnered to create a new product line.
آنها همکاری کردند تا یک سری محصول جدید ایجاد کنند.
the artist partnered with a designer on the mural.
هنرمند با یک طراح در نقاشی دیوار همکاری کرد.
we partnered to offer a comprehensive service.
ما همکاری کردیم تا یک خدمات گسترده ارائه دهیم.
the lab partnered with industry to test the technology.
آزمایشگاه با صنعت همکاری کرد تا فناوری را آزمایش کنند.
partnered with
همکاری با
partnered up
همکاری کردن
partnered successfully
همکاری موفقیتآمیز
partnered closely
همکاری نزدیک
partnered well
همکاری خوب
partnering now
همکاری حال حاضر
partnering firm
شرکت همکاری
partnered previously
همکاری پیشین
partnered extensively
همکاری گسترده
partnered effectively
همکاری موثر
we partnered with a local charity to raise funds.
ما با یک سازمان خیریه محلی همکاری کردیم تا پول جمعآوری کنیم.
the company partnered with a university for research.
شرکت با یک دانشگاه برای تحقیق همکاری کرد.
they partnered on a new marketing campaign.
آنها در یک حمله تبلیغاتی جدید همکاری کردند.
our team partnered with theirs to complete the project.
تیم ما با تیم آنها همکاری کرد تا پروژه را به پایان برسانند.
the two businesses partnered to expand their reach.
دو کسب و کار با یکدیگر همکاری کردند تا دامن خود را گسترش دهند.
we partnered with a supplier to reduce costs.
ما با یک تامین کننده همکاری کردیم تا هزینهها را کاهش دهیم.
the school partnered with the community for support.
مدرسه با جامعه همکاری کرد تا حمایت کند.
they partnered to create a new product line.
آنها همکاری کردند تا یک سری محصول جدید ایجاد کنند.
the artist partnered with a designer on the mural.
هنرمند با یک طراح در نقاشی دیوار همکاری کرد.
we partnered to offer a comprehensive service.
ما همکاری کردیم تا یک خدمات گسترده ارائه دهیم.
the lab partnered with industry to test the technology.
آزمایشگاه با صنعت همکاری کرد تا فناوری را آزمایش کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید