patinated

[ایالات متحده]/ˈpætɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpætɪneɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی patinate
adj. دارای سطح سبز یا برنزی به دلیل اکسیداسیون

عبارات و ترکیب‌ها

patinated surface

سطح پاتینه دار

patinated bronze

برنز پاتینه دار

patinated finish

پوشش پاتینه دار

patinated metal

فلز پاتینه دار

patinated sculpture

مجسمه پاتینه دار

patinated object

شیء پاتینه دار

patinated artwork

اثر هنری پاتینه دار

patinated detail

جزئیات پاتینه دار

patinated layer

لایه پاتینه دار

جملات نمونه

the old statue was beautifully patinated over the years.

مجسمه قدیمی در طول سال‌ها به زیبایی پاتینه شده بود.

her jewelry was patinated, giving it a unique charm.

جواهرات او پاتینه شده بودند و به آنها جذابیت منحصر به فردی بخشیدند.

they admired the patinated finish of the antique furniture.

آنها به سطح پاتینه شده مبلمان قدیمی خیره شدند.

the artist intentionally patinated the bronze to enhance its beauty.

هنرمند عمداً برنز را پاتینه کرد تا زیبایی آن را افزایش دهد.

patinated surfaces can add character to modern designs.

سطوح پاتینه شده می‌توانند شخصیت را به طرح‌های مدرن اضافه کنند.

the building's facade was patinated, showcasing its historical significance.

نمای ساختمان پاتینه شده بود و اهمیت تاریخی آن را نشان می‌داد.

he prefers patinated metals for his sculptures.

او ترجیح می‌دهد برای مجسمه‌هایش از فلزات پاتینه شده استفاده کند.

patinated finishes are often sought after by collectors.

پوشش‌های پاتینه اغلب توسط کلکسیونرها مورد توجه قرار می‌گیرند.

the patinated look of the door added to its rustic appeal.

ظاهر پاتینه شده درِ آن به جذابیت روستیک آن افزود.

she loves the patinated details on her vintage camera.

او عاشق جزئیات پاتینه شده دوربین قدیمی خود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید