fall guys patsies
بازی باختگان
easy patsies
بازی باختگان آسان
patsies for blame
بازی باختگان برای مقصر دانستن
patsies in crime
بازی باختگان در جرم
patsies to exploit
بازی باختگان برای بهره برداری
patsies for schemes
بازی باختگان برای طرح ها
patsies in politics
بازی باختگان در سیاست
patsies for scams
بازی باختگان برای کلاهبرداری
patsies in stories
بازی باختگان در داستان ها
patsies to blame
بازی باختگان برای مقصر دانستن
they were just a bunch of patsies in the scheme.
آنها فقط گروهی آدمهای سادهلوح در این طرح بودند.
the con artist used the patsies to carry out his plan.
کلاهبردار از این افراد سادهلوح برای انجام نقشه خود استفاده کرد.
don't be a patsy; stand up for yourself.
سادهلوح نباشید؛ از خودتان دفاع کنید.
the patsies were unaware of their roles in the scam.
این افراد سادهلوح از نقش خود در این کلاهبرداری بیخبر بودند.
he always picks patsies to do his dirty work.
او همیشه افراد سادهلوح را برای انجام کارهای کثیفش انتخاب میکند.
many people fell for the scam, becoming patsies in the process.
بسیاری از افراد فریب این کلاهبرداری را خوردند و در این فرآیند به افراد سادهلوح تبدیل شدند.
she realized she was just a patsy in their game.
او متوجه شد که فقط یک فرد سادهلوح در بازی آنهاست.
the patsies thought they were part of something big.
این افراد سادهلوح فکر میکردند بخشی از یک چیز بزرگ هستند.
they used patsies to divert attention from their real intentions.
آنها از افراد سادهلوح برای منحرف کردن توجه از اهداف واقعی خود استفاده کردند.
being a patsy is not a good position to be in.
سادهلوح بودن جایگاه خوبی برای قرار گرفتن نیست.
fall guys patsies
بازی باختگان
easy patsies
بازی باختگان آسان
patsies for blame
بازی باختگان برای مقصر دانستن
patsies in crime
بازی باختگان در جرم
patsies to exploit
بازی باختگان برای بهره برداری
patsies for schemes
بازی باختگان برای طرح ها
patsies in politics
بازی باختگان در سیاست
patsies for scams
بازی باختگان برای کلاهبرداری
patsies in stories
بازی باختگان در داستان ها
patsies to blame
بازی باختگان برای مقصر دانستن
they were just a bunch of patsies in the scheme.
آنها فقط گروهی آدمهای سادهلوح در این طرح بودند.
the con artist used the patsies to carry out his plan.
کلاهبردار از این افراد سادهلوح برای انجام نقشه خود استفاده کرد.
don't be a patsy; stand up for yourself.
سادهلوح نباشید؛ از خودتان دفاع کنید.
the patsies were unaware of their roles in the scam.
این افراد سادهلوح از نقش خود در این کلاهبرداری بیخبر بودند.
he always picks patsies to do his dirty work.
او همیشه افراد سادهلوح را برای انجام کارهای کثیفش انتخاب میکند.
many people fell for the scam, becoming patsies in the process.
بسیاری از افراد فریب این کلاهبرداری را خوردند و در این فرآیند به افراد سادهلوح تبدیل شدند.
she realized she was just a patsy in their game.
او متوجه شد که فقط یک فرد سادهلوح در بازی آنهاست.
the patsies thought they were part of something big.
این افراد سادهلوح فکر میکردند بخشی از یک چیز بزرگ هستند.
they used patsies to divert attention from their real intentions.
آنها از افراد سادهلوح برای منحرف کردن توجه از اهداف واقعی خود استفاده کردند.
being a patsy is not a good position to be in.
سادهلوح بودن جایگاه خوبی برای قرار گرفتن نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید