patsies

[ایالات متحده]/ˈpætsiːz/
[بریتانیا]/ˈpætsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که به راحتی فریب می‌خورد یا فریب داده می‌شود؛ یک بزدل

عبارات و ترکیب‌ها

fall guys patsies

بازی باختگان

easy patsies

بازی باختگان آسان

patsies for blame

بازی باختگان برای مقصر دانستن

patsies in crime

بازی باختگان در جرم

patsies to exploit

بازی باختگان برای بهره برداری

patsies for schemes

بازی باختگان برای طرح ها

patsies in politics

بازی باختگان در سیاست

patsies for scams

بازی باختگان برای کلاهبرداری

patsies in stories

بازی باختگان در داستان ها

patsies to blame

بازی باختگان برای مقصر دانستن

جملات نمونه

they were just a bunch of patsies in the scheme.

آنها فقط گروهی آدم‌های ساده‌لوح در این طرح بودند.

the con artist used the patsies to carry out his plan.

کلاهبردار از این افراد ساده‌لوح برای انجام نقشه خود استفاده کرد.

don't be a patsy; stand up for yourself.

ساده‌لوح نباشید؛ از خودتان دفاع کنید.

the patsies were unaware of their roles in the scam.

این افراد ساده‌لوح از نقش خود در این کلاهبرداری بی‌خبر بودند.

he always picks patsies to do his dirty work.

او همیشه افراد ساده‌لوح را برای انجام کارهای کثیفش انتخاب می‌کند.

many people fell for the scam, becoming patsies in the process.

بسیاری از افراد فریب این کلاهبرداری را خوردند و در این فرآیند به افراد ساده‌لوح تبدیل شدند.

she realized she was just a patsy in their game.

او متوجه شد که فقط یک فرد ساده‌لوح در بازی آنهاست.

the patsies thought they were part of something big.

این افراد ساده‌لوح فکر می‌کردند بخشی از یک چیز بزرگ هستند.

they used patsies to divert attention from their real intentions.

آنها از افراد ساده‌لوح برای منحرف کردن توجه از اهداف واقعی خود استفاده کردند.

being a patsy is not a good position to be in.

ساده‌لوح بودن جایگاه خوبی برای قرار گرفتن نیست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید