scapegoats for failure
بَهانهکارها برای شکست
scapegoats in politics
بهانهکارها در سیاست
scapegoats of society
بهانهکارها در جامعه
scapegoats for crime
بهانهکارها برای جرم
scapegoats for problems
بهانهکارها برای مشکلات
scapegoats in business
بهانهکارها در کسب و کار
scapegoats for mistakes
بهانهکارها برای اشتباهات
scapegoats of history
بهانهکارها در تاریخ
scapegoats for injustice
بهانهکارها برای بیعدالتی
scapegoats in media
بهانهکارها در رسانه
in times of crisis, leaders often look for scapegoats to blame.
در زمان بحران، رهبران اغلب به دنبال مقصر کردن دیگران (بزهکار) هستند.
scapegoats are often used to divert attention from the real issues.
بزهکاران اغلب برای منحرف کردن توجه از مسائل واقعی استفاده میشوند.
it's unfair to make someone a scapegoat for the team's failure.
منصفانه نیست که کسی را به خاطر شکست تیم، مقصر جلوه دهند.
society sometimes creates scapegoats to explain its problems.
جامعه گاهی اوقات برای توضیح مشکلات خود، مقصر (بزهکار) ایجاد میکند.
politicians often use scapegoats to rally their supporters.
سیاستمدان اغلب از مقصر کردن دیگران (بزهکار) برای بسیج کردن حامیان خود استفاده میکنند.
finding scapegoats can lead to a cycle of blame and resentment.
یافتن مقصر (بزهکار) میتواند منجر به چرخهای از سرزنش و کینه شود.
in literature, scapegoats often symbolize innocence and sacrifice.
در ادبیات، مقصران (بزهکاران) اغلب نمادی از بیگناهی و قربانیشدن هستند.
using scapegoats can prevent accountability for one's actions.
استفاده از مقصر (بزهکار) میتواند از پاسخگویی در قبال اعمال خود جلوگیری کند.
scapegoats are a common theme in many cultures and stories.
مقصران (بزهکاران) یک موضوع رایج در بسیاری از فرهنگها و داستانها هستند.
to avoid conflict, some people become scapegoats in their families.
برای جلوگیری از درگیری، برخی افراد در خانوادههای خود به مقصر (بزهکار) تبدیل میشوند.
scapegoats for failure
بَهانهکارها برای شکست
scapegoats in politics
بهانهکارها در سیاست
scapegoats of society
بهانهکارها در جامعه
scapegoats for crime
بهانهکارها برای جرم
scapegoats for problems
بهانهکارها برای مشکلات
scapegoats in business
بهانهکارها در کسب و کار
scapegoats for mistakes
بهانهکارها برای اشتباهات
scapegoats of history
بهانهکارها در تاریخ
scapegoats for injustice
بهانهکارها برای بیعدالتی
scapegoats in media
بهانهکارها در رسانه
in times of crisis, leaders often look for scapegoats to blame.
در زمان بحران، رهبران اغلب به دنبال مقصر کردن دیگران (بزهکار) هستند.
scapegoats are often used to divert attention from the real issues.
بزهکاران اغلب برای منحرف کردن توجه از مسائل واقعی استفاده میشوند.
it's unfair to make someone a scapegoat for the team's failure.
منصفانه نیست که کسی را به خاطر شکست تیم، مقصر جلوه دهند.
society sometimes creates scapegoats to explain its problems.
جامعه گاهی اوقات برای توضیح مشکلات خود، مقصر (بزهکار) ایجاد میکند.
politicians often use scapegoats to rally their supporters.
سیاستمدان اغلب از مقصر کردن دیگران (بزهکار) برای بسیج کردن حامیان خود استفاده میکنند.
finding scapegoats can lead to a cycle of blame and resentment.
یافتن مقصر (بزهکار) میتواند منجر به چرخهای از سرزنش و کینه شود.
in literature, scapegoats often symbolize innocence and sacrifice.
در ادبیات، مقصران (بزهکاران) اغلب نمادی از بیگناهی و قربانیشدن هستند.
using scapegoats can prevent accountability for one's actions.
استفاده از مقصر (بزهکار) میتواند از پاسخگویی در قبال اعمال خود جلوگیری کند.
scapegoats are a common theme in many cultures and stories.
مقصران (بزهکاران) یک موضوع رایج در بسیاری از فرهنگها و داستانها هستند.
to avoid conflict, some people become scapegoats in their families.
برای جلوگیری از درگیری، برخی افراد در خانوادههای خود به مقصر (بزهکار) تبدیل میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید