paydirt

[ایالات متحده]/ˈpeɪdɜːt/
[بریتانیا]/ˈpeɪdɜrt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

phr. موفقیت ناگهانی؛ به ثروت رسیدن

عبارات و ترکیب‌ها

paydirt discovery

کشف روده طلایی

paydirt mining

استخراج روده طلایی

paydirt prospecting

جستجوی روده طلایی

paydirt yield

بازدهی روده طلایی

paydirt find

یافتن روده طلایی

paydirt claim

ادعای روده طلایی

paydirt sample

نمونه روده طلایی

paydirt value

ارزش روده طلایی

paydirt analysis

تجزیه و تحلیل روده طلایی

paydirt rewards

جوایز روده طلایی

جملات نمونه

finding that hidden treasure was pure paydirt.

یافتن آن گنج پنهان، سود خالص بود.

the new mining site turned out to be paydirt for the company.

محل استخراج معدن جدید برای شرکت سودمند بود.

after years of searching, they finally struck paydirt.

پس از سال‌ها جستجو، آن‌ها بالاخره به سود رسیدند.

the investment in the startup proved to be paydirt.

سرمایه‌گذاری در استارتاپ سودآور بود.

her discovery of the rare artifact was paydirt for the museum.

کشف مصنوعات کمیاب توسط او برای موزه سودمند بود.

his latest book became paydirt, selling millions of copies.

آخرین کتاب او به سود رسید و میلیون‌ها نسخه فروخت.

that marketing strategy turned out to be paydirt for the brand.

آن استراتژی بازاریابی برای برند سودمند بود.

winning the lottery was a stroke of paydirt for her.

برنده شدن در لاتاری یک شانس خوب برای او بود.

they finally found paydirt after years of hard work.

آن‌ها پس از سال‌ها تلاش سخت بالاخره به سود رسیدند.

the research yielded paydirt in terms of new discoveries.

تحقیقات در زمینه اکتشافات جدید سودمند بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید