peaceably

[ایالات متحده]/'pisəbli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای صلح‌آمیز و ملایم.

عبارات و ترکیب‌ها

Live peaceably

به صلح زندگی کنید

جملات نمونه

to resolve conflicts peaceably

برای حل اختلافات به صلح

to live peaceably with others

برای زندگی مسالمت آمیز با دیگران

to settle disputes peaceably

برای حل و فصل اختلافات به صلح

to conduct oneself peaceably

برای رفتار به صلح

to interact peaceably with neighbors

برای تعامل صلح آمیز با همسایگان

to work together peaceably

برای همکاری به صلح

نمونه‌های واقعی

The right to dissent peaceably, in the guardrails of our Republic, is perhaps this nation's greatest strength.

حق ابراز مخالفت مسالمت‌آمیز، در چارچوب‌های جمهوری ما، شاید بزرگ‌ترین قدرت این کشور باشد.

منبع: 21 Days of Intensive Listening to Famous Speeches

The right to dissent peaceably within the guardrails of our republic is perhaps this nation's greatest strength.

حق ابراز مخالفت مسالمت‌آمیز در چارچوب‌های جمهوری ما شاید بزرگ‌ترین قدرت این کشور باشد.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

Colonel Lee wrote a message to John Brown demanding his surrender. He did not think Brown would surrender peaceably.

سرهنگ لی پیامی برای جان براون نوشت و خواستار تسلیم او شد. او فکر نمی‌کرد که براون به طور مسالمت‌آمیز تسلیم شود.

منبع: VOA Special June 2019 Collection

Our hope is that we can resolve this issue peaceably.

امید ما این است که بتوانیم این مسئله را به طور مسالمت‌آمیز حل کنیم.

منبع: CNN 10 Student English April 2017 Compilation

" I was walking peaceably along, " replied he, and was playing with my cane by twisting it round my body.

" من در حالی که به آرامی و با صلح در حال قدم زدن بودم،" او پاسخ داد و با چرخاندن چوب دستی‌ام دور بدنم با آن بازی می‌کردم.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

'You see, you and I are the only people here who walk quite quietly and peaceably on solid ground.

می‌بینید، شما و من تنها افرادی هستیم که در اینجا به آرامی و با صلح بر روی زمین محکم قدم می‌گذاریم.

منبع: Veil

His conscience was clear and his heart light amidst all his troubles; so he went peaceably to bed, left all his cares to Heaven, and soon fell asleep.

وجدان او روشن و قلبش در میان تمام مشکلاتش سبک بود؛ بنابراین او به آرامی به رختخواب رفت، تمام نگرانی‌های خود را به خدا سپرد و به زودی به خواب رفت.

منبع: Grimm's Fairy Tales (Part 2)

Thus passed the week after the great meeting; almost as large a one was held on the Sunday, which went off peaceably on the whole, as no opposition to it was offered, and again the people cried 'victory'.

بنابراین هفته پس از گردهمایی بزرگ سپری شد؛ یک گردهمایی تقریباً به همان اندازه در یکشنبه برگزار شد که در کل به طور مسالمت‌آمیز برگزار شد، زیرا هیچ اعتراضی به آن ارائه نشد و مردم بار دیگر فریاد زدند: «پیروزی».

منبع: News from Wuyou Township (Part 2)

The king of the Ammonites answered Jephthah's messengers, " When Israel came up out of Egypt, they took away my land from the Arnon to the Jabbok, all the way to the Jordan. Now give it back peaceably" .

پادشاه امون به فرستادگان یفتع پاسخ داد: «وقتی اسرائیل از مصر بیرون آمد، زمین مرا از آرنون تا یابوق، تا دریای اردن گرفتند. اکنون آن را به طور مسالمت‌آمیز پس بدهید».

منبع: 07 Judges Soundtrack Bible Theater Edition - NIV

Hans slept peaceably at the foot of a rock, in a lava bed, where he had found a suitable couch for himself; but my uncle was pacing around the bottom of the crater like a wild beast in a cage.

هانس به آرامی در پای یک صخره، در یک بستر گدازه‌ای، که مکانی مناسب برای استراحت خود پیدا کرده بود، خوابید؛ اما عموی من در پایین دهانه آتشفشان مانند یک حیوان وحشی در قفس قدم می‌زد.

منبع: The Journey to the Heart of the Earth

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید