quietly

[ایالات متحده]/'kwaiətli/
[بریتانیا]/ˈk waɪətlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. بدون ایجاد سر و صدا یا اختلال، به طور مخفی یا محتاطانه، با آرامش و سکون

جملات نمونه

She quietly closed the door.

او به آرامی در را بست.

He sat quietly in the corner.

او به آرامی در گوشه نشسته بود.

The children played quietly in the yard.

کودکان به آرامی در حیاط بازی کردند.

The cat crept quietly towards the mouse.

گربه به آرامی به سمت موش خزید.

She whispered quietly in his ear.

او به آرامی در گوش او زمزمه کرد.

He worked quietly at his desk.

او به آرامی روی میز کارش کار کرد.

The audience listened quietly to the speaker.

مخاطبان به آرامی به سخنران گوش دادند.

The wind rustled quietly through the trees.

باد به آرامی در میان درختان وزوز کرد.

The old man passed away quietly in his sleep.

مرد پیر به آرامی در خواب از دنیا رفت.

She tiptoed quietly out of the room.

او به آرامی از اتاق خارج شد.

نمونه‌های واقعی

" Shut up, Malfoy, " said Harry quietly.

" سکوت کن، مالفوی،" هری به آرامی گفت.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

So do this quietly in your head.

پس این را به آرامی در ذهنت انجام بده.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

No other loss can occur so quietly.

هیچ اتلافی به این اندازه آرام رخ نمی‌دهد.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

Ben had come up quietly right behind her.

بن به آرامی درست پشت سر او ظاهر شد.

منبع: VOA Special March 2020 Collection

But not all neutron stars disappear so quietly.

اما همه ستاره‌های نوترونی به این شکل ناپدید نمی‌شوند.

منبع: TED-Ed (video version)

She tiptoed away as quietly as a mouse.

او به آرامی مثل یک موش دور شد.

منبع: Magic Tree House

So you ask them to speak more quietly.

پس از آن‌ها بخواهید با صدای آرام‌تری صحبت کنند.

منبع: Grandpa and Grandma's test class

'What's he done? ' Jerry asked the doorman quietly.

'او چه کرده است؟' جری به آرامی از نگهبان سوال کرد.

منبع: A Tale of Two Cities (Condensed Version)

I want you to just sit there quietly, okay?

می‌خواهم فقط آنجا آرام بنشینی، باشه؟

منبع: Our Day This Season 1

Hare slept on peacefully as Tortoise passed by him quietly.

خرگوش به آرامی و با آرامش در حالی که لاک‌پشت به آرامی از کنارش عبور می‌کرد، خوابید.

منبع: VOA Slow English - Word Stories

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید