peck

[ایالات متحده]/pek/
[بریتانیا]/pek/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به نوک زدن غذا خوردن; سنگ پرتاب کردن; جزئیات را زیر و رو کردن
vt. به نوک زدن غذا خوردن; پرتاب کردن
n. علامت یا زخم ناشی از نوک زدن; واحدی از ظرفیت
Word Forms
جمعpecks
صفت یا فعل حال استمراریpecking
قسمت سوم فعلpecked
شکل سوم شخص مفردpecks
زمان گذشتهpecked

عبارات و ترکیب‌ها

peck of apples

یک مشت سیب

peck at food

چکش زدن به غذا

pecking order

مرتبه سلسله مراتبی

a peck of

یک مشت از

peck at

چکش زدن به

gregory peck

گریگوری پیک

جملات نمونه

a peck of dirt.

یک مشت خاک.

a peck of difficulties

یک مشت مشکل.

a peck of troubles.

یک مشت زحمت.

a fatherly peck on the cheek .

یک بوسه پدری روی گونه.

That bird tried to peck the baby.

آن پرنده سعی کرد جوجه را نوک بزند.

The hens pecked at the corn.

مرغ ها به دانه ها نوک زدند.

The bird pecked a hole in the tree.

پرنده یک سوراخ در درخت ایجاد کرد.

The hen pecked a hole in the sack.

مرغ سوراخی در کیسه ایجاد کرد.

She gave him a light peck of farewell.

او یک بوسه خداحافظی سبک به او داد.

The woodpecker pecked a hole in the tree.

کاکل‌نوک‌زن یک سوراخ در درخت ایجاد کرد.

two geese were pecking at some grain.

دو قویا در حال نوک زدن به مقداری جو بودند.

she pecked him on the cheek .

او به گونه او بوسه زد.

don't peck at your food, eat a whole mouthful.

غذا را نوک نزنید، یک لقمه کامل بخورید.

The bird pecked insects from the log.

پرنده حشرات را از روی درختچه نوک زد.

He pecked at his dinner.

او به شام خود نوک زد.

He pecked his aunt on the check.

او عمه‌اش را روی گونه‌اش بوسید.

A wood pecker tapped a hole on the tree.

یک کاکل‌نوک‌زن یک سوراخ روی درخت ایجاد کرد.

vultures swooping down to peck out the calf's eyes.

کلنگ‌ها برای کندن چشمان گوساله به پایین هجوم می‌آورند.

نمونه‌های واقعی

It was just a peck on the cheek.

فقط یک بوسه کوچک روی گونه بود.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 2

To peck? To...Like a bird pecks at its food?

چکیدن؟ مثل اینکه یک پرنده به غذايش چکیدن می‌کند؟

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

I don't mind if she pecks me a little bit.

من مشکلی ندارم اگر کمی به من چکیدن کند.

منبع: National Geographic Science Popularization (Video Version)

Indeed, he never rests until he has pecked him to death.

در واقع، او تا زمانی که او را به مرگ چکیده نباشد، استراحت نمی‌کند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

The bird kept pecking at the hive.

پرنده به کندو چکیدن می‌کرد.

منبع: Magic Tree House

Several fat brown chickens were pecking their way around the yard.

چندین مرغ چاق قهوه‌ای در حال چکیدن در اطراف حیاط بودند.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Wukong turned himself into a woodpecker and pecked the log.

ووکنگ خود را به یک دارکوب تبدیل کرد و به لاگ چکیدن کرد.

منبع: Journey to the West

The bird pecked a hole in the tree.

پرنده یک سوراخ در درخت چکید.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

Well, pecking describes what chickens do with their beaks.

خب، چکیدن توصیف می‌کند که مرغ‌ها با نوک خود چه کاری انجام می‌دهند.

منبع: 6 Minute English

Is it from the verb 'peck'?

آیا این از فعل 'چکیدن' است؟

منبع: Grandpa and Grandma's English and American Pronunciation Class

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید