pedigreed

[ایالات متحده]/ˈpɛdɪɡriːd/
[بریتانیا]/ˈpɛdɪˌɡrid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نژاد خالص; داشتن نسل شناخته شده; داشتن خط خونی روشن

عبارات و ترکیب‌ها

pedigreed dog

سگ اصیل

pedigreed cat

گربه اصیل

pedigreed horse

اسب اصیل

pedigreed cattle

گاو اصیل

pedigreed breed

نژاد اصیل

pedigreed lineage

تبارنامه اصیل

pedigreed stock

دام اصیل

pedigreed animals

حیوانات اصیل

pedigreed puppies

جوجه‌های اصیل

pedigreed kittens

بچه گربه‌های اصیل

جملات نمونه

the dog is a pedigreed champion.

سگ یک قهرمان اصیل است.

she prefers pedigreed cats for their lineage.

او گربه های اصیل را به دلیل سابقه خانوادگی آنها ترجیح می دهد.

buying a pedigreed horse can be expensive.

خریدن یک اسب اصیل می تواند گران باشد.

his pedigreed background impressed the judges.

سابقه خانوادگی اصیل او داوران را تحت تاثیر قرار داد.

they are looking for pedigreed puppies for sale.

آنها به دنبال توله های اصیل برای فروش هستند.

pedigreed animals often come with registration papers.

حیوانات اصیل اغلب با مدارک ثبت نام همراه هستند.

she raised pedigreed rabbits for competition.

او خرگوش های اصیل را برای مسابقه پرورش کرد.

pedigreed breeds have specific traits and characteristics.

نژادهای اصیل دارای ویژگی ها و مشخصات خاصی هستند.

his love for pedigreed breeds started in childhood.

عشق او به نژادهای اصیل از دوران کودکی شروع شد.

they are proud of their pedigreed lineage.

آنها به سابقه خانوادگی اصیل خود افتخار می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید