pedunculate

[ایالات متحده]/pɪˈdʌŋkjʊlɪt/
[بریتانیا]/pɪˈdʌŋkjəˌleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای ساقه یا دم

عبارات و ترکیب‌ها

pedunculate flower

گل ساقه دار

pedunculate leaf

برگ ساقه دار

pedunculate fruit

میوه ساقه دار

pedunculate stem

ساقه ساقه دار

pedunculate structure

ساختار ساقه دار

pedunculate species

گونه ساقه دار

pedunculate inflorescence

گل آذین ساقه دار

pedunculate branch

شاخه ساقه دار

pedunculate growth

رشد ساقه دار

pedunculate attachment

اتصال ساقه دار

جملات نمونه

the tree has a pedunculate flower structure.

درخت دارای ساختار گلانی ساقه دار است.

many species of plants are known for their pedunculate fruits.

بسیاری از گونه های گیاهان به دلیل میوه های ساقه دار خود شناخته شده اند.

pedunculate oak trees are common in this region.

درختان بلوط ساقه دار در این منطقه رایج هستند.

the pedunculate form of the flower attracts more pollinators.

شکل ساقه دار گل، حشرات گرده افشان بیشتری را جذب می کند.

researchers studied the pedunculate characteristics of various species.

محققان ویژگی های ساقه دار گونه های مختلف را مطالعه کردند.

in botany, pedunculate refers to flowers with a stalk.

در گیاه شناسی، ساقه دار به معنای گل هایی با ساقه است.

the pedunculate structure helps in seed dispersal.

ساختار ساقه دار به پراکندگی بذر کمک می کند.

some animals prefer to feed on pedunculate plants.

برخی از حیوانات ترجیح می دهند از گیاهان ساقه دار تغذیه کنند.

understanding pedunculate growth can improve horticultural practices.

درک رشد ساقه دار می تواند به بهبود روش های باغبانی کمک کند.

pedunculate features are essential for certain ecological interactions.

ویژگی های ساقه دار برای تعاملات اکولوژیکی خاص ضروری هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید