peeking

[ایالات متحده]/ˈpiːkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpikɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل نگاه کردن سریع یا به طور مخفیانه؛ نگاهی انداختن یا به طور پنهانی نگاه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

peeking out

نگاه کردن بیرون

peeking in

نگاه کردن داخل

peeking around

نگاه کردن اطراف

peeking through

نگاه کردن از میان

peeking behind

نگاه کردن پشت

peeking over

نگاه کردن از بالا

peeking at

نگاه کردن به

peeking inside

نگاه کردن به داخل

peeking around corners

نگاه کردن از پشت گوشه‌ها

peeking through curtains

نگاه کردن از میان پرده‌ها

جملات نمونه

she caught him peeking at her notes during the exam.

او دید که او در حین امتحان در حال نگاه کردن به یادداشت‌های او بود.

the children were peeking through the curtains to see the surprise party.

کودکان در حال نگاه کردن از پشت پرده‌ها برای دیدن مهمانی غافلگیری بودند.

he was peeking at his birthday gifts before the party started.

او قبل از شروع مهمانی در حال نگاه کردن به هدایای تولد خود بود.

she noticed someone peeking from behind the tree.

او متوجه شد که کسی از پشت درخت نگاه می‌کند.

peeking at the answers won't help you learn.

نگاه کردن به جواب‌ها به شما در یادگیری کمک نمی‌کند.

they were peeking into the neighbor's yard to see the new puppy.

آنها در حال نگاه کردن به حیاط همسایه برای دیدن توله سگ جدید بودند.

she felt guilty for peeking at her friend's diary.

او به خاطر نگاه کردن به دفتر خاطرات دوستش احساس گناه می‌کرد.

he was peeking at the latest episode of his favorite show.

او در حال نگاه کردن به آخرین قسمت از برنامه مورد علاقه خود بود.

peeking at the spoilers ruined the movie for him.

نگاه کردن به اسپویلرها باعث شد او فیلم را دوست نداشته باشد.

she couldn't resist peeking at the gift before her birthday.

او نتوانست مقاومت کند و قبل از تولدش به هدیه نگاه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید