penance

[ایالات متحده]/ˈpenəns/
[بریتانیا]/ˈpenəns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. وادار کردن کسی به انجام اعمال مجازات خود برای جبران گناه
n. مجازات خود؛ توبه
Word Forms
جمعpenances

عبارات و ترکیب‌ها

do penance

تکدیر

act of penance

عمل توبه

penance ritual

آیین توبه

جملات نمونه

They had confessed their sins and done their penance.

آنها گناهان خود را اعتراف کرده و کفاره خود را انجام داده بودند.

he had done public penance for those hasty words.

او برای آن کلمات عجولانه، توبه عمومی انجام داده بود.

a hair shirt to penance him for his folly in offending.

لباس خشن برای توبه کردن او به خاطر نادانی در آزار دادن.

She knelt at her mother’s feet in penance.

او در حال توبه، در پای مادرش زانو زده بود.

Are you willing to do penance for your sins,my son?

آیا مایلید برای گناهانتان توبه کنید، پسرم؟

6 Therefore I reprehend myself, and do penance in dust and ashes.

6 بنابراین من خود را سرزنش می‌کنم و در خاک و خاکستر توبه می‌کنم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید