penciled

[ایالات متحده]/[ˈpen.sɪld]/
[بریتانیا]/[ˈpen.sɪld]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کشیدن یا رسم کردن با مداد؛ علامت گذاری با مداد.
adj. علامت گذاری شده یا کشیده شده با مداد.

عبارات و ترکیب‌ها

penciled in

در دسته بندی شده

penciled note

یادداشت کشیده شده

penciled sketch

چرта کشیده شده

lightly penciled

خیلی سبک کشیده شده

penciled lines

خطوط کشیده شده

penciled mark

علامت کشیده شده

penciled diagram

نمودار کشیده شده

penciled over

بر روی آن کشیده شده

جملات نمونه

the architect penciled in a few changes to the design.

معمار چند تغییر را در طراحی تایپ کرد.

she penciled a quick note on the corner of the page.

او یک نکته سریع را در گوشه صفحه تایپ کرد.

he penciled his name at the top of the document.

او نام خود را در بالای سند تایپ کرد.

the artist penciled a rough sketch of the landscape.

هنرمند یک طرح خشن از طبیعت را تایپ کرد.

i penciled in a meeting time for next tuesday.

من زمان یک جلسه را برای دوشنبه بعدی تایپ کردم.

the student penciled in possible answers on the exam.

دانشجو پاسخ های احتمالی را روی آزمون تایپ کرد.

she penciled a reminder on her calendar for the appointment.

او یک یادآوری را در کالنده خود برای نشست تایپ کرد.

he penciled a detailed map of the hiking trail.

او یک نقشه جزییاتی از مسیر تفریغ را تایپ کرد.

the designer penciled several logo options for the company.

طراح چند گزینه لوگو برای شرکت را تایپ کرد.

i penciled a phone number on the back of the envelope.

من یک شماره تلفن را روی پشت پوسته پستی تایپ کردم.

the director penciled in a scene change during the rehearsal.

کارگردان یک تغییر صحنه را در حین تمرین تایپ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید