penny-farthing

[ایالات متحده]/[ˈpɛni ˈfɑːθɪŋ]/
[بریتانیا]/[ˈpɛni ˈfɑːrθɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دوچرخه با چرخ جلوی بزرگ و چرخ عقب کوچک.؛ یک دوچرخه قدیمی یا باستانی از این نوع.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

penny-farthing ride

ریزدن روی دوچرخه پنی-فرتینگ

riding a penny-farthing

ریزدن روی دوچرخه پنی-فرتینگ

penny-farthing era

دوره دوچرخه پنی-فرتینگ

classic penny-farthing

دوچرخه کلاسیک پنی-فرتینگ

owning a penny-farthing

ملکت دوچرخه پنی-فرتینگ

penny-farthing design

طراحی دوچرخه پنی-فرتینگ

repairing penny-farthing

repairing penny-farthing

penny-farthing wheel

چرخ دوچرخه پنی-فرتینگ

build a penny-farthing

ساختن دوچرخه پنی-فرتینگ

penny-farthing history

تاریخ دوچرخه پنی-فرتینگ

جملات نمونه

he carefully restored the penny-farthing to its original glory.

او با دقت پنی فارتینگ را به حالت اصلی آن بازگرداند.

the museum displayed a rare penny-farthing from the victorian era.

موزه یک پنی فارتینگ نادر از دوره ویکتوریا را نمایش داد.

riding a penny-farthing requires considerable balance and skill.

سوار شدن روی یک پنی فارتینگ نیاز به تعادل و مهارت زیادی دارد.

she admired the penny-farthing's unique and striking design.

او طراحی منحصر به فرد و جذاب پنی فارتینگ را دوست داشت.

he collected vintage bicycles, including a beautifully preserved penny-farthing.

او دوچرخه‌های قدیمی جمع آوری کرد، از جمله یک پنی فارتینگ به خوبی حفظ شده.

the penny-farthing's large front wheel was its most distinctive feature.

چرخ جلوی بزرگ پنی فارتینگ بیشترین ویژگی آن بود.

they organized a penny-farthing race at the historical festival.

آنها یک مسابقه پنی فارتینگ را در جشنواره تاریخی برگزار کردند.

the penny-farthing offered a glimpse into victorian transportation.

پنی فارتینگ نگاهی به حمل و نقل دوره ویکتوریا ارائه می‌داد.

he bought a penny-farthing as a novelty item for his collection.

او یک پنی فارتینگ را به عنوان یک مدل جدید برای جمع خود خرید.

the penny-farthing's high seat made it difficult to mount and dismount.

صندلی بالای پنی فارتینگ باعث سختی در سوار شدن و پایین آمدن می‌شد.

she dressed in period clothing to match her penny-farthing.

او لباس‌های دوره‌ای پوشید تا با پنی فارتینگ خود هماهنگ باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید