penumbra

[ایالات متحده]/pɪ'nʌmbrə/
[بریتانیا]/pɪ'nʌmbrə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت خارجی سایه که نور به‌طور جزئی مسدود شده است [天文学]
Word Forms
جمعpenumbras

عبارات و ترکیب‌ها

penumbra of uncertainty

حاشیه ابهام

enter the penumbra

وارد حاشیه شوید

explore the penumbra

حاشیه را بررسی کنید

جملات نمونه

Downtown Chicago and its penumbra

شی‌کگو و حاشیه‌های آن در مرکز شهر

The First Amendment has a penumbra where privacy is protected from governmental intrusion.

ماده اول قانون اساسی دارای حاشیه ای است که حریم خصوصی در آن از مداخله دولتی محافظت می شود.

The article reviews the changes of hematoma and ischemic penumbra, brain edema, hyperfibrinolysis after cerebral hemorrhage, and as well as amyloid angiopathy.

مقاله به بررسی تغییرات هماتوم، نیم‌سایه ایسکمیک، ادم مغزی، هایپر فیبری‌نولیز پس از خونریزی مغزی و همچنین آنژیوپاتی آمیلوئیدی می‌پردازد.

For the eye of the thinker, all historic murderers are to be found there, in that hideous penumbra, on their knees, with a scrap of their winding-sheet for an apron, dismally sponging out their work.

برای چشم متفکر، تمام قاتلان تاریخی را می توان آنجا یافت، در آن نیمه تاریک وحشتناک، روی زانو، با تکه ای از کفن به عنوان پیش بند، با ناامیدی مشغول پاک کردن کار خود.

The moon cast a penumbra over the landscape.

ماه بر پهنه‌ای از زمین سایه انداخت.

The penumbra of uncertainty surrounded the decision.

نیم‌سایه ابهام تصمیم را احاطه کرده بود.

She stood in the penumbra of the room, waiting for him.

او در نیم‌سایه اتاق ایستاده بود و منتظر او بود.

The penumbra of the tree provided some relief from the scorching sun.

نیم‌سایه درخت کمی از سوزش آفتاب رهایی بخشید.

The penumbra of the forest added to the eerie atmosphere.

نیم‌سایه جنگل به فضای وهم‌آلود کمک کرد.

Her words were spoken in the penumbra of truth.

کلمات او در نیم‌سایه حقیقت ادا شدند.

The penumbra of doubt clouded his judgment.

نیم‌سایه تردید قضاوت او را مخدوش کرد.

The penumbra of fear lingered in the dark alley.

نیم‌سایه ترس در کوچه تاریک باقی ماند.

The penumbra of the eclipse fascinated the spectators.

نیم‌سایه خورشیدگرفتگی تماشاگران را مجذوب خود کرد.

He found himself in the penumbra between success and failure.

او خود را در نیم‌سایه بین موفقیت و شکست یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید