permeated

[ایالات متحده]/ˈpɜː.mieɪ.tɪd/
[بریتانیا]/ˈpɜr.miˌeɪ.tɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در سراسر چیزی گسترش یافتن؛ در هر قسمت از چیزی حاضر بودن؛ به داخل یا از طریق چیزی عبور کردن؛ نفوذ کردن یا جذب شدن

عبارات و ترکیب‌ها

permeated the air

در هوا نفوذ کرد

permeated with flavor

با طعم نفوذ کرد

permeated the room

در اتاق نفوذ کرد

permeated the culture

در فرهنگ نفوذ کرد

permeated the fabric

در بافت نفوذ کرد

permeated with light

با نور نفوذ کرد

permeated the community

در جامعه نفوذ کرد

permeated the market

در بازار نفوذ کرد

permeated the atmosphere

در اتمسفر نفوذ کرد

permeated with joy

با شادی نفوذ کرد

جملات نمونه

the scent of flowers permeated the air.

بوی گل‌ها هوا را پر کرده بود.

her enthusiasm permeated the entire team.

اشتیاق او در سراسر تیم نفوذ کرده بود.

the smoke permeated through the cracks in the walls.

دود از طریق شکاف‌های دیوارها نفوذ کرد.

tradition has permeated every aspect of the festival.

رسوم و سنت‌ها همه جنبه‌های جشنواره را در بر گرفته است.

the sound of music permeated the hall.

صدای موسیقی در سالن طنین انداز بود.

the idea of freedom permeated their discussions.

ایده آزادی در بحث‌های آنها نفوذ کرده بود.

his optimism permeated the atmosphere of the meeting.

نگرش خوشبینانه او فضای جلسه را فرا گرفته بود.

the flavor of spices permeated the dish.

طعم ادویه‌ها در غذا نفوذ کرده بود.

the feeling of nostalgia permeated the old photographs.

احساس دلتنگی در عکس‌های قدیمی وجود داشت.

fear had permeated the community after the incident.

ترس پس از حادثه در جامعه ریشه کرده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید