permittees

[ایالات متحده]/ˌpɜːmɪˈtiːz/
[بریتانیا]/ˌpɝːmɪˈtiːz/

ترجمه

n. افراد یا موجودیت‌هایی که اجازه داده شده‌اند؛ دارندگان اجازه

عبارات و ترکیب‌ها

permittees list

لیست افراد مجاز

جملات نمونه

the permittees must submit annual compliance reports to the agency.

صاحب مجوزها باید گزارش‌های سالیانه تطبیقی به دپارتمان ارائه دهند.

all permittees are required to post the permit on-site in a visible location.

همه صاحب مجوزها موظفند مجوز را در یک مکان دیده شدنی در محل قرار دهند.

the regulator will audit permittees for adherence to discharge limits.

ناظر مجوزها را برای رعایت محدودیت‌های تخلیص بررسی خواهد کرد.

permittees must maintain accurate records for five years.

صاحب مجوزها باید گزارش‌های دقیق را به مدت پنج سال حفظ کنند.

training is mandatory for permittees and their designated operators.

آموزش برای صاحب مجوزها و عملکردهای تعیین شده آنها الزامی است.

the notice applies to permittees operating within the watershed.

این اطلاع رسانی به صاحب مجوزها که در حوضچه آب فعالیت می‌کنند اعمال می‌شود.

permittees should implement best management practices to reduce runoff.

صاحب مجوزها باید بهترین روش‌های مدیریت را اجرا کنند تا جریان آب را کاهش دهند.

the department issued updated guidance for permittees to follow.

دپارتمان راهنمایی‌های به‌روز را برای صاحب مجوزها منتشر کرده است.

failure to comply may result in penalties for permittees.

عدم رعایت ممکن است منجر به مجازات‌هایی برای صاحب مجوزها شود.

permittees must notify the authority of any process changes.

صاحب مجوزها باید هرگونه تغییر فرآیند را به مرجع اطلاع دهند.

the city will contact permittees regarding renewal deadlines.

شهر به صاحب مجوزها در مورد مهلت‌های تمدید تماس خواهد گرفت.

permittees are subject to inspection without prior notice.

صاحب مجوزها ممکن است بدون اطلاع قبلی مورد بازرسی قرار گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید