perpetuating

[ایالات متحده]/pəˈpɛtʃueɪtɪŋ/
[بریتانیا]/pərˈpɛtʃuˌeɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. باعث ادامه چیزی به طور نامحدود

عبارات و ترکیب‌ها

perpetuating cycle

چرخه تداوم

perpetuating myth

تداوم اسطوره

perpetuating violence

تداوم خشونت

perpetuating fear

تداوم ترس

perpetuating stereotypes

تداوم کلیشه ها

perpetuating inequality

تداوم نابرابری

perpetuating tradition

تداوم سنت

perpetuating conflict

تداوم درگیری

perpetuating poverty

تداوم فقر

perpetuating injustice

تداوم بی‌عدالتی

جملات نمونه

perpetuating stereotypes can lead to misunderstandings.

تداوم بخشیدن به کلیشه‌ها می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she is perpetuating a cycle of poverty in her community.

او در حال تداوم بخشیدن به چرخه فقر در جامعه خود است.

the media often plays a role in perpetuating false narratives.

رسانه‌ها اغلب نقشی در تداوم داستان‌های نادرست ایفا می‌کنند.

by perpetuating these myths, we harm future generations.

با تداوم بخشیدن به این باورهای نادرست، ما نسل‌های آینده را آسیب می‌رسانیم.

his actions are perpetuating the existing problems in society.

اقدامات او در حال تداوم بخشیدن به مشکلات موجود در جامعه است.

perpetuating fear can control the masses.

تداوم بخشیدن به ترس می‌تواند توده‌ها را کنترل کند.

they are perpetuating their legacy through charitable work.

آنها از طریق فعالیت‌های خیریه میراث خود را تداوم بخشیدند.

perpetuating traditions can strengthen community bonds.

تداوم بخشیدن به سنت‌ها می‌تواند پیوندهای اجتماعی را تقویت کند.

education plays a key role in perpetuating knowledge.

آموزش نقش کلیدی در تداوم بخشیدن به دانش ایفا می‌کند.

perpetuating violence only leads to more conflict.

تداوم بخشیدن به خشونت تنها منجر به افزایش درگیری‌ها می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید