pilgrimages

[ایالات متحده]/ˈpɪlɡrɪmɪdʒɪz/
[بریتانیا]/ˈpɪlɡrɪmɪdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سفرهایی که توسط زائران انجام می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

spiritual pilgrimages

زیر پا گذاشتن معنوی

religious pilgrimages

زیر پا گذاشتن مذهبی

sacred pilgrimages

زیر پا گذاشتن مقدس

annual pilgrimages

زیر پا گذاشتن سالانه

famous pilgrimages

زیر پا گذاشتن معروف

historical pilgrimages

زیر پا گذاشتن تاریخی

cultural pilgrimages

زیر پا گذاشتن فرهنگی

personal pilgrimages

زیر پا گذاشتن شخصی

traditional pilgrimages

زیر پا گذاشتن سنتی

spirituality pilgrimages

زیر پا گذاشتن معنوی

جملات نمونه

many people undertake pilgrimages to sacred sites.

بسیاری از افراد سفرهای زیارتی به اماکن مقدس انجام می‌دهند.

pilgrimages can be a transformative experience.

سفرهای زیارتی می‌توانند تجربه‌ای متحول‌کننده باشند.

she documented her pilgrimages in a travel blog.

او سفرهای زیارتی خود را در یک وبلاگ سفر مستند کرد.

pilgrimages often involve physical and spiritual challenges.

سفرهای زیارتی اغلب شامل چالش‌های جسمی و معنوی می‌شوند.

he has completed several pilgrimages around the world.

او چندین سفر زیارتی در سراسر جهان انجام داده است.

pilgrimages are an important part of many religions.

سفرهای زیارتی بخش مهمی از بسیاری از ادیان هستند.

they plan to organize group pilgrimages next year.

آنها قصد دارند سال آینده سفرهای زیارتی گروهی برگزار کنند.

pilgrimages can foster a sense of community among participants.

سفرهای زیارتی می‌توانند حس اجتماع را در بین شرکت‌کنندگان تقویت کنند.

traditionally, pilgrimages are made on foot.

به طور سنتی، سفرهای زیارتی پیاده انجام می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید