pilgrimaging

[ایالات متحده]/ˈpɪlɡrɪmɪdʒɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɪlɡrɪmɪdʒɪŋ/

ترجمه

n. سرگردانی; زیارت
v. زیارت کردن; سرگردان بودن

عبارات و ترکیب‌ها

pilgrimaging journey

سفر زیارتی

pilgrimaging path

مسیر زیارتی

pilgrimaging site

محل زیارتی

pilgrimaging spirit

روح زیارتی

pilgrimaging experience

تجربه زیارتی

pilgrimaging tradition

آداب و رسوم زیارتی

pilgrimaging community

جامعه زیارتی

pilgrimaging festival

جشنواره زیارتی

pilgrimaging beliefs

باورهای زیارتی

pilgrimaging culture

فرهنگ زیارتی

جملات نمونه

many people enjoy pilgrimaging to sacred sites around the world.

بسیاری از مردم از زیارت مکان‌های مقدس در سراسر جهان لذت می‌برند.

she spent her summer pilgrimaging through ancient temples.

او تابستان خود را صرف زیارت معابد باستانی کرد.

he felt a sense of peace while pilgrimaging in the mountains.

او در حالی که در کوه‌ها زیارت می‌کرد، احساس آرامش کرد.

they are planning a trip focused on pilgrimaging to historical landmarks.

آنها در حال برنامه‌ریزی برای سفری هستند که بر روی زیارت مکان‌های تاریخی متمرکز است.

pilgrimaging can be a transformative experience for many.

زیارت می‌تواند یک تجربه متحول‌کننده برای بسیاری باشد.

she documented her journey while pilgrimaging through europe.

او سفر خود را در حالی که در اروپا زیارت می‌کرد، مستند کرد.

he discovered new cultures while pilgrimaging across asia.

او در حالی که در آسیا زیارت می‌کرد، فرهنگ‌های جدیدی کشف کرد.

many religions encourage their followers to engage in pilgrimaging.

بسیاری از ادیان از پیروان خود می‌خواهند در زیارت شرکت کنند.

she found inspiration while pilgrimaging to various shrines.

او در حالی که به اماکن مقدس مختلف زیارت می‌کرد، الهام گرفت.

he felt a deep connection to his heritage while pilgrimaging.

او در حالی که زیارت می‌کرد، ارتباط عمیقی با فرهنگ خود احساس کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید