pipelines

[ایالات متحده]/ˈpaɪplaɪnz/
[بریتانیا]/ˈpaɪplaɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لوله‌های نفتی \nدر نظر گرفتن یا برنامه‌ریزی \nدر فرآیند تولید آبجو

عبارات و ترکیب‌ها

data pipelines

خطوط داده

oil pipelines

خطوط لوله نفت

gas pipelines

خطوط لوله گاز

pipeline projects

پروژه‌های خط لوله

pipeline construction

ساخت خط لوله

pipeline maintenance

نگهداری خط لوله

pipeline networks

شبکه‌های خط لوله

pipeline operations

عملیات خط لوله

pipeline safety

ایمنی خط لوله

pipeline systems

سیستم‌های خط لوله

جملات نمونه

we need to improve our pipelines for better efficiency.

ما نیاز به بهبود خطوط لوله خود برای افزایش کارایی داریم.

the company is investing in new pipelines to expand its reach.

شرکت در حال سرمایه گذاری در خطوط لوله جدید برای گسترش دامنه خود است.

pipelines are essential for transporting oil and gas.

خطوط لوله برای حمل و نقل نفت و گاز ضروری هستند.

we encountered several issues with the pipelines during the project.

ما در طول پروژه با چندین مشکل در خطوط لوله مواجه شدیم.

upgrading old pipelines can prevent leaks and spills.

ارتقاء خطوط لوله قدیمی می تواند از نشت و ریزش جلوگیری کند.

environmental regulations affect how pipelines are constructed.

مقررات زیست محیطی بر نحوه ساخت خطوط لوله تأثیر می گذارد.

the pipelines were designed to withstand extreme weather conditions.

خطوط لوله به گونه ای طراحی شده بودند که در برابر شرایط آب و هوایی شدید مقاومت کنند.

we are exploring alternative materials for our pipelines.

ما در حال بررسی مواد جایگزین برای خطوط لوله خود هستیم.

monitoring pipelines regularly helps ensure safety.

نظارت منظم بر خطوط لوله به اطمینان از ایمنی کمک می کند.

collaboration with local communities is crucial for pipeline projects.

همکاری با جوامع محلی برای پروژه های خط لوله بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید