pixies

[ایالات متحده]/ˈpɪksiz/
[بریتانیا]/ˈpɪksiz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موجودات ماورایی کوچک و بازیگوش؛ موجودات حقه‌باز کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

playful pixies

pixie های بازیگوش

mischievous pixies

pixie های شیطان

tiny pixies

pixie های کوچک

pixies dance

رقص pixi ها

whimsical pixies

pixie های خیال‌انگیز

pixies magic

جادوی pixi ها

pixies garden

باغ pixi ها

pixies flight

پرواز pixi ها

pixies laughter

خنده pixi ها

pixies glow

درخشش pixi ها

جملات نمونه

pixies are known for their mischievous behavior.

پری‌ها به خاطر رفتار شیطنت‌آمیزشان مشهور هستند.

in folklore, pixies often help lost travelers.

در فولکلور، پری‌ها اغلب به مسافران گم‌شده کمک می‌کنند.

the garden was filled with pixies dancing around.

باغ پر از پری‌هایی بود که دور و بر می‌رقصیدند.

children love stories about pixies and fairies.

کودکان عاشق داستان‌هایی درباره پری‌ها و افسونگران هستند.

pixies are often depicted with colorful wings.

پری‌ها اغلب با بال‌های رنگارنگ به تصویر کشیده می‌شوند.

many believe that pixies bring good luck.

بسیاری معتقدند که پری‌ها خوش‌شانسی می‌آورند.

pixies play tricks on unsuspecting humans.

پری‌ها با انسان‌های غافلگیر، شوخی می‌کنند.

legends say that pixies live in enchanted forests.

افسانه ها می‌گویند که پری ها در جنگل های افسون شده زندگی می کنند.

pixies are often associated with nature and magic.

پری‌ها اغلب با طبیعت و جادو مرتبط هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید