fairies

[ایالات متحده]/ˈfeəriːz/
[بریتانیا]/ˈfɛriz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع پری؛ موجودات اسطوره‌ای با قدرت‌های جادویی؛ اصطلاح عامیانه برای مردان همجنس‌گرا؛ شکل جمع پری به عنوان یک پری در بطری

عبارات و ترکیب‌ها

fairies dance

رقص پریان

fairies magic

جادوی پریان

fairies tale

قصه‌ی پریان

fairies garden

باغ پریان

fairies realm

پادشاهی پریان

fairies wings

بال‌های پریان

fairies light

نور پریان

fairies laughter

خنده‌ی پریان

fairies song

آهنگ پریان

fairies gifts

هدیه‌های پریان

جملات نمونه

fairies are often depicted in children's stories.

پری‌ها اغلب در داستان‌های کودکان به تصویر کشیده می‌شوند.

many believe that fairies can grant wishes.

بسیاری معتقدند که پریان می‌توانند آرزوها را برآورده کنند.

she danced gracefully like the fairies in the garden.

او به زیبایی و ظرافت مانند پریانی که در باغ بودند، رقصید.

in folklore, fairies are known to be mischievous.

در فولکلور، پریان به عنوان موجوداتی شیطنت‌آمیز شناخته می‌شوند.

children often dream of meeting fairies in the woods.

کودکان اغلب رویای ملاقات با پریان در جنگل را دارند.

fairies are said to protect nature and its creatures.

گفته می‌شود که پریان از طبیعت و موجودات آن محافظت می‌کنند.

the fairy queen ruled over all the fairies.

ملکه پری‌ها بر تمام پریان حکومت می‌کرد.

she believes that fairies watch over her at night.

او معتقد است که پریان شب‌ها از او محافظت می‌کنند.

in many cultures, fairies are associated with magic.

در بسیاری از فرهنگ‌ها، پریان با جادو مرتبط هستند.

the garden was filled with decorations of fairies.

باغ پر از تزئینات پریان بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید